|
تنها تنها
تنها: بهترین آرزوش داشتن یه دوسته پس حالا دیگه تنها نیست
جشن آبانگان در روز نهم آبان ماه حالا نمی شد سه روز تخفیف بدی بشه روز تولد من
« عشق یعنی »
وقتی بدون اون تو زندگی احساس تنهای کنی پس خیلی تنهام
تنها چیزی که نظرت رو جلب می کنه اون باشه پس عاشقتم
چینی دلش رو نشکستن توی قلبم می زارمش که آسیب نبینه و اگه قلبم رو شکست خودشم بشکنه
شنیدن صداش وقتی می گه دوست دارم عقلم از دست میره
تمام وقت آزاد رو به اون اختصاص داد زیبا ترین لحظه ها
دلت بخواد با اون تنها باشی پس خیلی عاشقم
بدون او گیج و پکر باشی خمارتم
گرمی لبخندش تنم رو می سوزونه
احساساتش زیر پا نگذاشتن خیلی با احساسی. ولی منم حس می کنی
برای دیدنش روز شماری کردن امروز شد ۳ روزو هفت سا...
و آخرین عشق او بودن اگه واسش تا نذاریم
« دوستان من به پرسش های من صادقانه جواب بدهید »
1 . تا حالا چه گندی به دنیا زده اید؟ حقیقتا روم نمیشه بگم
2. دنیا تا حالا چه گندی به شما زده آینه رفتارم بوده البته از نوع مقعر
3. ا گه یه ستاره تو آسمون داری اسمش چیست اسمش نیکی است
4. مهمان رویا های تو کیست زایده تخیلاتم
5. اگه بال رویا هات رو از تو بگیرند دیگه خیال پردازی نمی کنم
وقتی قلبی تو را صدا می کند و تنها به تو نیاز دارد به حرفهاش گوش می دهم
بدان که بهانه قلب تو برای تبیدن است پس بیشتر بهانه بگیر
« من و تو »
کاش هرگز میان من و تو من و از یادت نبر همینه تنها دلخوشیم
این شرم های بیهوده نبود رفتی اما نمی خواهم دشمن جون هم بشیم
این خجالت های نارنجی سرد هنوزم عکس های تو مونده رو دیوار اتاق
این هویت های بالغ مغرور دل دیوونه من باز از تو میگیره سراق
تا همیشه و هر لحظه و هزار بار به هم می گفتیم میدونم هر جا باشی عاشق برات فراوونه
نازنین چه قدر دوستت دارم هیچ کدوم من نمیشن همیشه یادت بمونه
« کار های آزار دهنده روز مره »
تمیز کردن گاز اتو کردن تمیز کردن اتاقم موقعی که مهمونم پشت درخونست
خالی کردن سطل زباله جمع کردن رخت خواب
تمیز کردن دست شوی رفتن به دستشویی
تمیز کردن شیشه ها شستن ظرف هام
مرتب کردن اتاق خواب مرتب کردن اتاق البته ماهی یه بار
زدن جارو برقی شستن لباس هام
و همیشه راه تازه پیدا کن برای گفتن دوستت دارم کاش کسی راه پیش پام میزاشت
و از همه مهمتر سیاست داشته باش چیزی که یه عاشق نداره
« با من »
با من از آن بگو که توان گفتنش به دیگری را نداری می گم البته به شکل خصوصی
با من بخند حتی آن گاه که احساس حماقت می کنی ها ها ها ها...
با من گریه کن آن گاه که در اوج پریشانی هستی اَ اَ اَ اَ...
و در کنار من با تمام زشتی های زندگی ستیز کن مرگ بر زشتی ها
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه پاره پاره پاره کنیم پرده ها رو پاره کنیم
کی می تونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه همونی که ما رو بیمار کرد
همه ما راحت حرف می زنیم من خیلی ایتطوری نیستم
ولی نوشتن برای بشتر ما سخته با نوشتن حال می کنم
اما تو بنویس تا یادت بماند نوشتم
که نوشته ها رد پای عبور است ولی بعد آتیششون زدم
فردا که برگردی و نوشته هات را بخوانی کاش می شد
به یاد می آوری که از کجا رد شده از سر بیراه راه شهید دستغیب
و چطور قد کشیدای ۱۹۷تا ولی بیشتر آب کردم
این هم یه فرست است که ۱۵ کیلو لاغر شدم تا قدم دراز شده
بری رد شدن و قد کشیدن باور کن داری فک میزنی
زنگ می زنند احسان است زنگ زده
کسی که آرزویش را داشتی آمده شاید نجفی است می خواد برم مسجد
کسی که دلتنگش بودی یعنی کی می تونه باشه
کسی که نگفتم احسان
با دنیایی خبر های خوشی ! یعنی واسم کارت خریده
خوش به حالت دوست من حالا کجاش رو دیدی
برخیز.... ا َ .اومدم بابا تلفنم سوخت
زنگ می زنند !!! این دیگه باید نجفی باشه
اگر خاموش باشی و دیگران به سخنت آورند بهتراست که سخن گویی و خاموشت کنند
گل گفتی اماکمی دیر!
همان کاری رو انجام بده که دوست داری دیگران برای تو انجام دهند درکت می کنم
اهل کاشانم «خودت یا سهراب؟» اهل کارچانم
پیشه ام نقاشی است پیشه ام شاعری است
گاهگاهی قفسی می سازم با رنگ می فروشم به شما
گاهی شعر ادبا را عوض می کنم می تقدیمم به شما
تا به آواز شقایق که در آن زندانی است تا که آن شاعر مرحوم هنوز
دل تنهایی تان تازه شود تنش در گور بلرزد
« کا(رچ)ان شناخت »
کارچان یک شهر مستقل از دولت محسوب می شود که از شمال به محل درناهای سفید ایران و معدن سولفات سدیوم خاور میانه (کویر میغان) متصل است جنوبا و شرقا به کوههای بلند زاگرس میرسد واتوبان اراک -تهران شمال را از جنوب جدا می کند بیشتر از ۱۰۰۰ خانوار است و خطری برای حکومت به همین دلیل نزدیک ما پادگان ۴۲ قدر وپادگان شوکت پور و یگان ویژه احداث کردند. مردم در اوایل انقلاب یک بار به شهر سنجان حمله می کنند و حادثه حمله چماغ داران در تاریخ شهدای انقلاب ثبط شد بعد در تایخ ۱۸ شهریور(قیام خونین) اتوبان اراک-تهران چهار ساعت بسته شد و به سبب آن در گیری مردم با نیروهای ضد شورش واستفاده از گاز اشک آور چندین وسیله نقلیه سبک وسنگین تخریب شد زخمی شدن فرمانده اطلاعات یگان ویژه اراک کشته شدن یک پسر ۲۱ ساله کارچانی احظار استاندار وقت(زاهدی) برای رسیدگی به شکایت مردم . سوم کور کردن ۱۰۰ حلقه چاه که توسط سپاه برای تامین آب اراک در نظر گرفته بود چهارم مخالفت با برگزاری انتخابات در کارچان پنجم در گیری نیرو های غیر مسلح با مسئولان کارخانه آسفالت اراک و درگیری با مقامات دولتی و به آتش کشیدن چند خودرو نظامی پنجم تجمع جلوی دفتر ریاست جمهوری و مخالفت با دولت در مورد ایجاد کشتار گاهی به مساحت ۱۰۰ هکتار در نزدیکی کارچان و به آتش کشیدن و تخریب ساختمان کشتارگاه ودر آخر هم ((دو قتل در یک هفته در کارچان)) اینها اخباری بود که فقط توسط بی بی سی پخش شد .
« سرزمین آزمایشگاه »
اغلب دچار این احساس هستم که مانند موشی در هزار تویی گیر کرده ام و این هزار تو در یک آزمایشگاه علمی است و عده ای دانشمند می خواهند بدانند که از میان این تعداد موشی که از مبدا هزار تویی ما به سوی پنیری که در مقصد گذاشته شده است حرکت می کنند کدام باهوش ترند آن چه مرا اذیت می کند این است که گویی این دانشمندان با یک دیگر توافق کرده اند که باهوش ترین موش ها
را بکشند و مغز آن ها را آزمایش کنند این شاید کار مفیدی است چون عاقبت شاید روشن بشود که چرا بعضی از موش ها با هوش تر از بقیه هستند اما موش با هوشی را در نظر بگیرید که اتفاقا متوجهاین شده است که در یک هزار توی آزمایشگاه حرکت می کند
خوب او باید چه کند؟
خود را هوشیار نشان دهد ؟
هیچ بعید نیست که جانش را از دست بدهد بر عکس خود را خنگ جلوه بدهد ؟
این خنگی را تا کجا باید ادامه دهد ؟
تا آخر زندگی ؟
می دانی نازنین من نه ناامید هستم نه به پوچی رسیده ام اما از این احساس دایم در آزمایشگاه بودن رنج می برم
« فیلم نیکو قسمت 7011 »
منم احساس می کنم که مثل فیلم -ترومن- من زندگی میکنم تا دیگران زندگی مرا ببینند و لذت ببرند آری یک فیلم زنده من احساس می کنم خیلی جاها دوربین نصبه تا مردم جهان تماشایم کنند و هر گاه زندگیم تکراری میشود کسی را وارد این زندگی می کنند تا داستان جالب پیش بره پس همیشه سعی می کنم یه آدمی باشم که بینده ها لذت ببرم البته این رو هم بگم بعضی اتفاقات ماوراء طبیعت را پای این میزارم که«پخش زنده و مشکلات خودش»
« والاترین اصول برای شاد زیستن اینهاست »
امیدوار ماندن پس می مانم
چیزی رو که امروز داری آرزوی دیروزت بوده آ خدا جون کارت درسته
هر وقت دلی رو شکستی روی دیوار یک میخ بزن و وقتی دلش رو بدست آوردی میخ را از روی دیوار بردار اما بدون جای میخ روی دیوار می ماند
هر وقت دلمو شکستن یه میخ به خودم زدم نگام کن شدم مثل جو جه تیغی
« امسال سال خوشبختی است (۱۳۸۶) »
ما که خیری ندیدیم البته کا مپیوتر خریدم متهواره خریدیم کلی کار کردی اما افسوس که مادر بزرگم بعد از ۱۰۰ و خورده ای سال عمرش رو حواله شما کرد
گل آفتابگردان : نماد وفاداری گل آفتابگردونتم
گل میخک سرخ : قلب بیچاره من یک بغل گل میخک سرخ تقدیم تو باد
گل مینا : مثل هم می اندیشیم گل مینا زیاد داریم
شقایق نعمانی : انتظار و آرزو آهاهای شقایق نعمانی میکشیم بدو حراجش کردم
« جمله بساز »
دختر : تنها موجودی که جایگاهش امن نیست تنها کسی که از مکرش کسی در امان نیست
خدا : تنها تکیه گاه امن یک دختر تنها کسی که وقتی دخترا رهات میکنند پیشت است
مرگ : تنها راه رهای تنها راه عزیز شدن« چون هیچ شاعری قبل از عزیز نبود»
و در آخر به او بگو که دوستش داری پس دوستت دارم
|