تبليغاتX
(خاطرات نيكو) عشق نیکو عشق نیکو




عشق نیکو

درد و دل
نويسندگان
آثار تاريخي يك عاشق
دوستان عاشق تنها
دوستان عاشق
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
قبله نمای موبایل

دانلود Qibla Compass Java 1.0

 


نويسنده: نیکو مورخ: شنبه بیست و ششم بهمن 1387 در ساعت: 7:29 بعد از ظهر
|+|
حقيقت عشق
این مطلب در مورد عشق به امام حسین است که با توجه به نزدیکی به اربعین حسینی این پست را ایجاد می کنم

حميد مصطفي زاده، جانباز دفاع مقدس

دوست دارم با قلم، پر، وا كنم
با سرشك خامه‌ام غوغا كنم

پر كشم تا اوج عرض كبريا
جويم اسرار نهان عشق را

اوج گيرم بر فراز قاف عشق
تا بيابم معني شفاف عشق

شورها برپا كنم با نام او
گويم از آغاز و از انجام او

عشق را ديدم به دام واژه‌ها
از حقيقت دور و از واقع رها

عشق را هركس به نوعي شرح كرد
هيئتي تازه ز عاشق طرح كرد

عشق را هركس به يك عنوان ستود
ديگري معناي دلخواهش نمود

هيچ‌كس اما نشد دمساز عشق
ماند اندر پرده پنهان راز عشق

عشق از معناي اصلي گشت دور
گشت بازارش از اين رو سوت و كور

عشق سر تا پا مجازي گشته است
پاك گوي واژه بازي گشته است

با تمام سعي و عزم و اهتمام
معني عشق آخر آمد ناتمام

عشق را مفهوم پنهان ماند باز
باز هم شد قسمت ما سوز و ساز

عقل حيران ماند در معناي عشق
فهم هم جا ماند در پهناي عشق

ناگهان در اوج يأس و اضطراب
يافتم خضر رهي پا در ركاب

جستم از او راستين معناي عشق
رمز و راز مستي از صهباي عشق

گفت، رو، خود درد خود را چاره كن
بند و زنجير تعلق پاره كن

بايد از قيد علائق وارهي
جان و سر در مسلخ ليلا نهي

كس به اين معنا تواند دست يافت
كاندر اين ره با براق جان شتافت

بگسل اين زنجيرهاي عافيت
بگذر از مرز خود و خود خواهيت

رو به دشت كربلا اي نور عين
معني اين واژه را جوي از حسين

عشق را از عاشقان بايست جست
واندر اين ره بايد از جان دست شست

راه اقليم جنون در پيش گير
صبر و ايمان زاده راه خويش گير

تو، قدم در راه نه پروا مكن
پرسش از كيف و كم دريا مكن

ناگهان هشيار گشتم زآن سخن
هجرت آغازيدم از زندان تن

تاختم بي‌واهمه تا كربلا
ره سپردم تا سپهر اعتلا

ناگهان در ساحل درياي عشق
شد نمايان قامت رعناي عشق

ديدم آنجا عشق را من آشكار
واقعي، اصلي، حقيقي، ماندگار

ديدم آنجا جلوه‌گاه عشق را
يافتم من شاهراه عشق را

ديدم آنجا عاشقان را بي‌نقاب
ماه و انجم در طواف آفتاب

ديدم آنجا عاشقي گل كرده بود
عشق جاري بود آنجا رود رود

ديدم آنجا كعبه مقصود را
وعده‌گاه شاهد و مشهود را

ديدم آنجا قبله توحيد را
بر سر ني من سر خورشيد را

عشقبازي بي‌سر و بي‌پيرهن
روي خاك افتاده بي‌غسل و كفن

او كه از جام بلا سرمست بود
غرق خون شعر هدايت مي‌سرود

او كه عشق و عاشقي مديون اوست
او كه مردي وامدار خون اوست

رازهاي عشق را افشا نمود
عشق را با خون خود معنا نمود

روي ني قرآن تلاوت مي‌نمود
عشق عريان را روايت مي‌نمود

بار ديگر ديدم آنجا ماه عشق
ساقي لب تشنه درگاه عشق

ديدم آنجا تك سواري بي‌براق
ماه مهر آوازه‌اي را در محاق

در محاق فتنه رخشان بود باز
صورتش چون ماه تابان بود باز

عشقبازي سرو قامت، ماه رو
آنكه عالم دارد از او آبرو

او كه آئين وفا مرهون اوست
خسروان، فرهادها، مجنون اوست

او كه شعر عشق را با خون سرود
خيمه‌هاي عشق را هم بود عمود

دست‌هايش گرچه بود از تن جدا
باز مي‌غرّيد مثل شيرها

باز بود او محرم اسرار عشق
باز هم او بود پرچمدار عشق

او علم افراشت با دندان خويش
مشك را برداشت او با جان خويش

مشك شد سوراخ و او هم غرق خون
شد علم هم مثل صاحب سرنگون

تا عمودي آهنينش زد عدو
جلوه‌گر شد عشق در چشمان او

جاي آب از چشم او خون مي‌چكيد
باز از طفلان خجالت مي‌كشيد

ديدم آن دم آشكارا راز عشق
ابتلا آمد پر پرواز عشق

ديدم عريان عشق را در كربلا
قبله‌گاه عاشقان مبتلا

ديدم اصلاً عشق يعني ابتلا
عشق يعني يكه تازي در بلا

عشق يعني كربلايي داغ و غم
مشهدي پر سنگلاخ و پيچ و خم

عشق يعني آفتابي روي ني
بر لب مقراض كين گيسوي وي

عشق يعني يك غريب آشنا
مسلمي در كوفه‌اي جورو جفا

عشق يعني، تشنه كامي، در فرات
عشق يعني يك غدير آب حيات

عشق يعني تشنگي در شط آب
ماهتابي شرمگين از آفتاب

عشق يعني اكبري آشفته مو
كاكلي خونين ز بيداد عدو

عشق يعني اصغري غلطان به خون
پاره حنجر، جامه خون، قنداقه خون

عشق يعني شير خواري ماه‌وش
پايكوبان از تب و سوز عطش

عشق يعني خواهري شوريده سر
از غم هجر برادر خون جگر

عشق يعني زينبي بي‌خانمان
در نماز شب، نشسته، قد كمان

عشق يعني خيمه‌گاهي سوخته
كودكي با دامني افروخته

عشق يعني گلشني پرپر شده
خيمه‌هايي تل خاكستر شده

عشق يعني سوز دل‌هاي رباب
در رثاي اصغري عطشان آب

عشق يعني يك بيابان التهاب
كودكاني از عطش در پيچ و تاب

عشق يعني يك نيستان ناي ني
جابري، با آه و واويلاي ني

عشق يعني اربعيني داغ و درد
نوگلي بي‌ باغبانش زرد زرد

عشق يعني ليلي‌اي مجنون شده
از جفاي اهرمن دلخون شده

عشق يعني ناله ام‌البنين
از غم عون و ابالفضلش غمين

عشق يعني مادري آسيمه سر
در فراق فضل و جعفر ديده تر

عشق يعني داغ دل، داغ جگر
يعني يك ام‌البنين بي پسر

عشق يعني طاعت محض خدا
اقتدا بر احمد و آل عبا

عشق يعني، بيدلي، دلدادگي
تا بهار وصل در آمادگي


نويسنده: نیکو مورخ: شنبه بیست و ششم بهمن 1387 در ساعت: 7:24 بعد از ظهر
|+|
ولنتاین نو مبارک

Jan 21, 2007 at 08:22 o\clock

بيست و پنجم بهمن روز ولنتاين

by: rezapolad   Category: عمومی

روز ولنتاین
 
آی پسرا آی دخترا ولنتاین یادتون نره
روز ولنتاین مصادف با 25 بهمن ماه ( 14 فوریه ) است که روز عشق و محبت نامیده شده و در این روز دخترها و پسرها به همدیگر هدیه میدهند تا عشق و علاقه خود را به یکدیگر به نحوی ابراز کنند… هدایای این روز معمولا آب نباتهای فانتزی(البته منظور همون کاکائو بوده به خاطر اینکه تهاجم فرهنگی نشه به جای واژه نامانوس کاکائو از آبنبات استفاده شده)، کارتهای نقاشی شده( این هم همون کارت پستال بوده)، طلا جواهرات سنگهای قیمتی  عروسکهایی به شکل قلب و خرسهای کوچک و این قبیل کادوهاست…

این هدایا فقط بین جوانها رد و بدل نمی شود بلکه در سرتاسر دنیا، انسانها این هدایا را به کسانی که دوستشان دارند، اعضای فامیل و … هدیه می دهند تا محبت خود را نسبت به آنها ابراز کنند (البته به غیر از ایران که همه در موقع مرگ هم فقط به فکر همدیگر می افتند) در تاریخ کلیسای کاتولیک 3 نفر هستند که ولنتاین یا ولنتاینوس نام داشته اند و درباره تاریخچه ولنتاین روایات گوناگونی وجود دارد که در اینجا به چند مورد از آنها اشاره میکنم… یکی از این روایات به قرن سوم میلادی در روم مربوط میشه! در آن زمان کلودیوس دوم امپراطور روم بود، و او به این نتیجه رسیده بود که مردانی که ازدواج نکرده اند بهتر از مردان متاهل جنگاوری میکنند و در حقیقت افرادی که خانواده ندارند سربازان بهتری هستند(چون فکر اجاره خونه و غذا و.... نیستن همون علی بی غم خودمون) ، به همین دلیل او ازدواج را در تمام امپراطوری روم برای مردان جوان ممنوع کرد... در این دوران کشیشی به نام سنت ولنتاین پی به بی عدالتی کلودیوس برده و برای مبارزه با او در خفا و به طور پنهانی در کلیسا برای عاشقان جوان مراسم ازدواج را اجرا می کرد... گفته میشود که وقتی امپراطور پی به این عمل ولنتاین برد دستور داد تا او را به قتل برسانند... در روایت دیگر گفته میشود که ولنتاین به این دلیل کشته شده است که سعی داشته تا مسیحیانی را که به دست رومیان زندانی و اغلب مورد شکنجه بودند را از زندانهای رومیان فراری دهد.. به روایتی دیگر ولنتاین اولین کسی بوده که پیام ولنتاین ( Valentine Greetings) را فرستاده است... این پیام زمانی فرستاده شده که او در زندان به سر میبرده و احتمالا او عاشق دختر زندانبان خود که در زمان اسارت قبل از کشته شدنش به او سر می زده شده بود... جالب است بدانید که این دختر بنا به روایات متعدد کور نیز بوده است... در این نامه فرستاده شده به جای امضا عبارت From your valentine! نوشته شده بود؛ عبارتی که امروزه نیز در میان مردم جهان مصطلح است... شاید دلیل اینکه امروزه این همه پیامهای عاشقانه در سرتاسر دنیا در روز ولنتاین ارسال میشود، ادامه دادن همان سنت دیرینه ولنتاین زندانی باشد... شاید هم سر کار گذاشتن و خندیدن.... به هر حال روایات درباره ولنتاین بسیار زیاد و متعدد است و حقیقت درباره روز ولنتاین در هاله ای از ابهام قرار داره ... ولی در همه روایات بر زیبایی و زیبارویی، بی باکی، و از همه مهمتر چهره رمانتیک و غریب سنت ولنتاین تاکید شده است.... پس آی پسرا آی دخترا ولنتاین یادتون نره مخصوصا پسرا که همیشه موقع اتفاقهای مهم آلزایمر می گیرن.... حالا می ریم سراغ عرق ملی و..... جشن مژدگیران این جشن که گاهی در کتب به نامهای مرد گیران ،مزد گیران و مژدگیران و یا جشن گل نیز نامیده شده. در روز اسپندارمزد* در ماه اسفند برگزار می شده که بنا به گاه شمار پیشین زردشتی روز پنجم از آغاز اسفند و بنا به تقویم امروزین روز بيست ونهم از بهمن می شود . در این روز که روز بزرگداشت ایزد اسپندارمزد یا همان فرشته نگهبان زنان است .زمام امور به دست زنان می افتاده و گاه دیده می شده که حتی شاه نیز در معیت زنان خود در انظار عمومی ظاهر می شده .در این روز زنان به خواستگاری مرد دلخواه خود می رفتند و از او تقاضای ازدواج می کردند (وای چه خوب بوده) و مردان به همسر و یا معشوق خود هدیه و گل اهدا می کردند به نحوی می توان این جشن را جشن عاشقان نامید . . دیگه واقعا لاو بترکونید
تاریخچه روز ولنتاین
ولنتاین در قرن اول میلادی در روم زندگی می كرد.
در آن زمان روم تحت سلطه پادشاهی جنگجو به نام كلادسیوس بود كه دوست داشت سربازان برای حضور سپاهش در جنگ داوطلب شوند ولی مردها نمیخواستند بجگند، و كلادسیوس این كمبود سرباز را ناشی از سستی مردها در ترك عشق می دانست، پس همه نامزدی ها و ازدواج ها ملغی اعلام كرد، همانطور كه گفته شد ولنتاین كه در آن زمان یك كشیش بود با او به مبارزه برخاست و به همراه ماریوس مقدس عزم خود را جزم كردند تا زوج های جوان را به طور سری به عقد هم درآورند
پس از با خبر شدنِ پادشاه از این قضیه برای سر والنتین مقدس جایزه تعیین شد و او زندانی شد.
وقتی در زندان بود بسیاری از كسانی كه او آنها را به عقد هم در آورده بود به دیدنش رفتند.
آنها گل و نامه های محبت آمیز خود را از بالای دیوار زندان پرتاب می كردند.
تا اینكه سرانجام در روز 14 فوریه سال 269 قبل از میلاد به قتل رسید.
یكی از ملاقات كنندگان او دختر زندانبان بود، روزها به دیدارش می آمد و چند ساعتی با هم صحبت میكردند
روزی كه قرار بود والنتین كشته شود نامه ای برای تشكر از دختر زندانبان نوشت كه با جمله “Love from your valentine” خاتمه یافت.
Valentine's Day

در سال 496 بعد از میلاد، پاپ جلاسیوس 14 فوریه را به افتخار او روز ولنتاین نامید. از سالها قبل روز 14 فوریه كسانی كه یكدیگر را دوست داشته اند برای هم هدایایی ساده ای چون گل می فرستادند.

در نقاط مختلف دنیا در این روز مراسم مختلفی برگزار می شود كه از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره كرد:

در انگلستان كودكان به شیوه بزرگسالان لباس می پوشیدند و می خواندند:
صبحت بخیر، ولنتاین
قفل هایت را مثل قفل های من باز كن
دوتا و سوی بعد از آن
صبحت بخیر ولنتاین
در ولز ، روز 14 فوریه مردم به هم قاشق های چوبی هدیه می كنند كه روی آنها را با قلب و كلید تزیین كرده اند این اشیای تزئینی به این معناست كه «عشق من، تو قفل قلب مرا باز كردی»
در قرون گذشته در این روز مردی كه دختری را دوست داشته برایش لباس هدیه می فرستاده اگر دختر هدیه را می پذیرفته به معنای پذیرفتن خواستگاری او بوده است.
*بعضی مردم عقیده دارند اگر در روز ولنتاین یك سینه سرخ بالای سر دختری پرواز كند به معنی این است كه او با یك دریا نورد ازدواج خواهد كرد. اگر یك گنجشك ببیند یعنی شوهرش فقیر ولی بسیار خوش اخلاق است و اگر یك سهره ببیند به معنای ازدواج با یك مرد میلیونر خواهد بود.
افسانه دیگری نیز می گوید اگر یك دختر یك سیب را از دم گرفته بچرخاند ودر همین حال نام 5 پسر مورد علاقه اش را به زبان بیاورد با پسری ازدواج خواهد كرد كه در زمان ایستادن سیب نامش در زبان او بوده است و اگر همین سیب را از وسط بدو نیم كند تعداد تخمه های سیب تعداد فرزندان او خواهد بود .
 
 
انگشتر نقره خارجی
			پسرانه
انگشتر نقره خارجی پسرانه
انگشتر تیتانیوم طلا هندی
انگشتر تیتانیوم طلا هندی
دستبند طلا هندی کارتیه تراشدار
طلا هندی کارتیه تراشدار
دستبند طلا هندی کشمیری
دستبند طلا هندی کشمیری

e-mail loveBe my V@alentine
       my heart beats for you                                                                        

 

 


نويسنده: نیکو مورخ: جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 در ساعت: 10:13 بعد از ظهر
|+|
راه های صحیح مکالمه تلفنی

برخي از مسائل وجود دارند كه مردان و زنان هيـچـگاه در مورد آنها به اتفاق نظر نمي رسند. مانند لذت

 خـريـد يـك جفت كفش، ريختن كشك در آش رشته، ديدن فيلمهاي جنگي و البته صحبت كردن پشت

 تلفن براي ساعتـهـاو ساعتها... و ساعتها.

فكر كنيد كه چقدر به تماشاي فـوتبال علاقـه داريـد. آن را در عدد 10 ضرب كنـيـد تا مـيـزان عـلاقـمـنـدي

 زنـان بـراي صحبت كردن پاي تلفن بدست آيد. براي اغلب آنها تلفن بسيار بيشتر از يك وسيله ارتباطي

 بشمار ميرود. بـلـه، در واقع تلفن يك فعاليت بـي انـتـها براي آنـهـا است؛ يـك رويداد؛ يك وسيله تفريحي

 به جذابيت يك شبانه روز رقص و پايكوبي.

تلفن فقط يك وسيله تفريحي براي زنان نبوده و مي تواند دارويي سالم از تحريك ذهني فراهم آورد.

 درحقيقت يك مكالمه خوب تلفني ميتواند حتي جايگزين مطالعه موضوعي از هر مجله مربوط با زنان

 گردد.

به او تلفن كنيد

هرگاه متوجه عشق آتشين زنها به تلفن و نقش حياتيش در زندگي آنها شديد،خواهيد توانست آن طـور

 كـه سـزاوار و شـايـسـتـه است به طرف تلفن رفته و مكالمات خود را با بردباري و تبحر انجام دهيد و

 نه بصورتي آزار دهنده و خسته كننده.

 

فراگيري روشهاي برخورد متبحرانه با مكالمات تلفني مي تواند تفاوتهاي بين يك رابـطـه معمولي را با يك

 رابطه آتشين مخشص نمايد. اگر مي خواهيد با صحبت به قلب او نفوذ نماييد، ممكن است لازم باشد

 برخي از اين صحبتها پاي تلفن انجام گيرد.

در ادامه 8 نكته جهت بهبود مهارتهاي تلفني را مشاهده مي كنيد.

 

1- چيزي براي گفتن داشته باشيد

اگر شما تماس مي گيريد، مطمئن شويد كه مطلب خاصي براي گفتن داشته باشيد - چيزي كه او

 علاقمند به شنيدنش باشد. تماس براي دعوت كردن او براي گردش،لباسي كه قرار است در ميهماني

 بپوشيد و بيان اينكه از مدل موي او خوشتان مي آيد، همگي مي توانند آغازگر هاي خوبي براي مكالمه

 باشند. ( بخصوص بخش مدل مو )

2- به مكالمه خود جنبه شخصي دهيد

بسياري از مـردان از ايـن گـله دارنـد كه تلفن خيلي غير شخصي است، در حاليكه براي اغلب زنان تلفن

 يكي از شخصي ترين ابزارهاي ارتباطي محسوب مي گـردد. زنـها فقط براي درخواست تاكسي از تلفن

 استفاده نمي كنند. آنها هنگام استفاده از تـلفـن هيچ موضوعي را آنقدر شخصي به شـمار نـمي آورنـد

كـه نـتـوان در مـوردش صـحبت نمود و ساعتها در مورد اسـرار زنـدگي، دوران بـچگي و ديگر مسائل

 احساسي تلفني به بحث و گفتگو مي نشينند.

اگرچه ممكن است شما آمادگي صحبت درباره احساس درد عمـيـق ناشـي از تـصـادف سگتان با يك

ماشين نداشته باشيد. با اينحال مراحلي وجود دارد كه با طي نمودن آنها مي توانيد با مكالمه خود با او

جنبه شخصي تر ببخشيد.

در خلال صحبت، سعي كنيد به عكسي از او نگاه كنيد. ديدن صـورت وي هنگاه مكالمـه ممكن است

 باعث گردد احساس پيوستگي بيشتري نسبت به او نـمـوده و كـمي بازتـر عمل نماييد

3- انجام چندين كار بطور هم زمان را بياموزيد

شما فكر ميكنيد كه صـحـبـت بـا تـلفن وقت تلف كن است؟ نظر همسرتان ممكن است چيز ديگري باشد.

 ادامه دهيد، فعلا گوشي را قطع نكنيد. صحبت پاي تلفـن بـه مـعـنـاي مـعلق گذاردن مابقي امور نيست؛

 فـقـط كـافي است هـم زمـان انـجام دادن كــارهــا را بياموزيد.

جهت اجتـنـاب ورزيـدن از اخـتـصاص هـمه تـوجـه خود به تلفن، نوع بلندگو دار آن را تهيه كنيد تا بتوانيد در

 حين راه رفتن صحبت نيز بكنيد.بهتر از آن اين است كه نوع گوشي دار را خريداري كنيد تا هر دو دستتان 

 بـراي انـجام مـابقي كارها آزاد باشند. حتي يك تلفن بي سيم هم مي تواند به شـما امـكان مرتب كردن

 لباسها يا حتي شستن ظروف را در حين صحبت با همسرتان بدهد!

4- حواستان را به تلفن دهيد

هـر كـسـي نـمي تواند از عهده انجام دادن كارها بصورت همزمان برآيد - اگـر واقـعـا قـادر نـيستيد كه

 همزمان با كوتاه كردن ناخن ها با تلفن هم صحبت كنيد، بهتر اسـت تــمـام حواس خود را صرفا متمركز

 مكالمه نماييد. درغير اينصورت ممكن است به خوبي متوجه حرفهاي طرف مقابل نشويد. بنابراين

 عاشقانه به تلفن خيره شده و فقط گوش دهيد!

5- سؤالات سرگشاده بپرسيد

جواب اين سؤالات فقط محدود به "بله" و "خير" نشده و احـتـيـاج بـه بـسط بيشتر دارند. آماده باشيد.

ليستي از سؤالات "بي خطر" نـزد خـود داشـته باشيد تا بيشتر مكالمه را او بـتـوانـد انـجام دهد. براي

 مثال سؤالاتي در مـورد ضـبط صــوت و يـا لـبـاس جــديــدش مي تواند تلفن پسند باشند.

سؤالاتي در مورد چگونگي رابطه با مادر و نيز آن عكس اسرار آمـيز روي ميز سوژه هاي مناسبي

نمي باشند. اگر به دلايل پيش بيني نشده گفتگوي شـمـا به خارج از مسـيـر اصليش منحرف شد، با به

 ميان آوردن سؤالاتي نظير مدالها و افتـخـارات ورزشـي او، به صندلي تكيه داده و بگذاريد وي سكان

 صحبت را به دست بگيرد.

6- كنترل مكالمه را در دست داشته باشيد

مكالمـات زنـان هيـچ حـد و مرز احساسي نمي شناسد و چنانچه خودسرانه ادامه پيدا كند، ممكن است

 منتهي به سراشيبي هاي عمـيـق و خـطـرنـاك احـسـاسـي گردد. اگر مي خواهيد فقط زماني كه

 مشغول پوست كندن پياز هستيد اشك چشـمانتان سـرازير گردد، سعي كنيد مكالمات را تحت كنترل

 خود نگاه داشته و از منحرف شدن آن بـسمت مسائل احساسي جلوگيري بعمل آوريد.

براي كنترل نمودن مكالمه شا بايد بيشتر سؤال كننده باشـيد تـا پاسـخ گو. اگر صـرفا به پاسخگويي به

 سؤالات وي بپردازيد ممكن است زيركانه باعث گردد در مـورد احساسات و "موقيعت هاي  بدون پيروي"

خود صحبت بميان آوريد.

7- او را تشنه نگاه داريد

اسرار آميز و غير قابل پيش بيـنـي بـودن بـاعـث جـذابـيـت بـيشتر مي گردد. همانند مرد عنكبوتي بافته

 اي سراسر رمز و راز پـيـرامـون خـود بـتـنـيد. هـمه جزئيات و ريزه كاريهاي زندگي خود را براي او بازگو

نكنيد. شايد يك پينـگ پـنـگ باز مشهور جهاني باشيد - اما اين موضوع را براي دفعه ديگر نگاه داريد.

8- موقرانه خارج شويد

خوشبختانه هر مكالمه اي پايان خواهد پذيـرفـت. اما اشتباه نكنيد. بايد حداقل 5 دقيقه را براي انجام

 مراسمات خداحافظي اخـتـصاص دهيـد. گـفـتن خداحافظ به يك زن همانند وقت اضافه در ورزش هاكي

 است - فكر ميكنيم كه وقت تمام شده، اما نه مثل اينكه يك نيمه كامل باقي مانده.

بنابراين جملاتي مانند "بايد برم، بازي شروع شده" را نميتوان به عنوان يك خداحافظـي معقول مورد

 پذيرش قرار دارد. عباراتي بكار ببريد كه او تصور كند شما از اين گفتگو لـذت برده و اميدواريد بزودي او را

 ديده و با وي صحبت كنيد. اگر واقعا عجله داريد به او بگويـيـد كه مادرتان وارد خانه شد، غذا در

 حال سوختن است، باتري تلفن دارد تمام مي شود و يا  مار زنگي خانگي شما در قفسش نيست! 


نويسنده: نیکو مورخ: چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 در ساعت: 11:32 قبل از ظهر
|+|
سیب ؟ پرتقال ؟ هلو ؟ گلابی ؟ گیلاس ؟ موز ؟ نارگیل؟

سیب



اگر سیب میوه مورد علاقه شماست فردی افراطی هستید که از روی انگیزه آنی و بدون فکر

قبلی کاری را انجام می دهنید رک گو هستید و از مسافرت لذت می برید می توانید خیلی خوب

 رهبری یک گروه را به عهده بگیرید و کارها را پیش ببرید اشتیاق زیادی برای زندگی کردن

دارید که این انگیزه شما از نظر اطرافیان بی همتاست



پرتقال



فردی صبور و پر طاقت هستید که اراده تان بسیار قوی است دوست دارید کارها را به اهستگی

ولی بطور جدی انجام دهید خجالتی هستید و نزد اطرافیانتان قابل اعتمادید شریک زندگی خود را

 با دقت و تمام احساس قلبیتان انتخاب می نمایید و از هر گونه مشاجره و ناسازگاری اجتناب

 می کنید.



هلو



رفتار دوستانه ای دارید رک گو و پر حرف هستید که به جذابیت شما می افزاید رفتار ناشایست

دیگران را خیلی سریع می بخشید و فراموش می کنید برای رفاقت ارزش زیادی قائلید و رگه

هایی از استقلال طلبی و بلند پروازی در شخصیت شما دیده می شود که باعث شده شخصی

زرنگ و فعال جلوه کنید کمال طلب احساساتی صادق و با وفا هستید. بر هر حال دوست ندارید

همه امیال خود را در مقابل دیگران نشان دهید.



گلابی



اگر تمام توجه تان را به کرای معطوف کنید می توانید آن را با موفقیت انجام دهید گاهی در انجام

 کارهایتان بی ثبات و متعییر هستید و مایلید که از نتایج سعی و تلاش خود خیلی سریع مطلع

شوید از شرکت در بحث های خوب و مفید لذت می برید بی طاقت هستید و زود هیجان زده

 می شوید با توجه به اینکه به سرعت دوستی های خود را بر هم می زنید نگهداری رفقا برای

شما چندان ساده به نظر نمی رسد.



گیلاس



اگر گیلاس میوه مورد علاقه شماست زندگی همیشه برایتان شیرین نیست و اغلب با فراز و

نشیب های زندگی مواجه می شوید بجای داشتن در آمدی جزئی به شیوه ای برای دریافت

مقداری زیادی پول فکر می کنید ذهعن خلاقی دارید و به دنبال فعالیت های خلاقانه هستید یک

شریک زندگی صادق و با وفا محسوب می شوید و لی ابراز احساسات برایتان کار ساده ای

نسیت خانه شما در حکم پناهگاهتان است و از هیچ چیزی به اندازه اینکه در کنار فامیل های

نزدیک و افراد مورد علاقه تان باشید لذت نمی برید



موز



فردی با محبت ملایم خونگرم و دلسوز هستید اغلب اوقات از کمبود اعتماد به نفس رنج

 می برید و کمی احساس ترس در شما دیده می شود برخی مواقع مردم از اخلاق خوب شما سو

استفاده می کند شریک زندگی خود را تحت هر شرایطی که از نظر روحی و جسمی داشته باشید

 می پرستید و ارتباطات شما با دیگران در وضعیت متعادلی قرار دارد.



نارگیل



جدی متفکر و اندیشمند هستید اگر چه از روابط اجتماعی تان لذت می برید ولی در انتخاب

شریک زندگی بسیار سخت گیر هستید در کارهایتان سر سختی و سماجت دارید ولی لزوما بی

 پروا نیستید زیرکی تیزهوشی و گوش به زنگ بودن از دیگر خصوصیات شخصیتی شماست

باید مطمئن شوید که در هر زمینه ای و به ویژه از لحاظ شغلی در راس امور قرار دارید شریک

 زندگی شما باید فرد باهوشی باشد احساسات در زندگی برای شما مهم است ولی به طور حتم

برایتان همه چیز نیست!



انگور سیاه



به طور کلی فردی مودبی هستید به سرعت عصبانی می شوید ولی خیلی سریع به حال اولیه باز

 می گردید از زیبایی در هر نوع ان لذت می برید فرد محبوبی هستید شما سرشت خونگرم و

سخاوتمند دارید. میل زیادی برای زندگی در شما موج می زند و از انجام هر کاری که می کنید

لذت می برید شریک زندگی تان باید در هیجانات شما سهیم شود و از پیشنهاداتتان لذت ببرید.



آناناس



به سرعت تصمیم می گیرید و در انجام کارهایتان سریع و چابک هستید تغییرات شغلی شما را

نمی ترساند که این موضوع یکی از برتری های شخصیت شماست توانایی استثنایی در

سازماندهی کارهایتان دارید و از حجم زیاد وضایف اطرافتان نمی هراسید سعی دارید در ورابط

خود با دیگران متکی به نفس صادق و درستکار باشید دوستان خود را خیلی سریع انتخاب

 نمی کنید ولی اگر شخصی را برگزینید تا آخر عمر با شما خواهد بود به ندرت احساساتی

می شوید و شریک زندگی تان اغلب تحت تاثیر یکرنگی شما قرار می گیرد ولی اجازه ندهید که

 به دلیل عدم توانایی شما در ابراز محبت نا امید شود


نويسنده: نیکو مورخ: چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 در ساعت: 11:31 قبل از ظهر
|+|
با شکست در عشق چه بايد کرد؟

به نام او تمرکز اين نوشتار بر روي عشق زميني و به تعبير ديگر عشق مجازي است، که در مقابل عشق

حقيقي بازشناسي شده و مراد از آن محبت شديد (نه محبت معمولي) بين تنها و تنها دو فرد انساني است.

عاشق و معشوقه ها در اين ميدان در چهار صورت قابل فرض اند:  اول: عاشق و معشوق هر دو مرد باشند؛

 دوم: عاشق و معشوق هر دو زن باشند؛ سوم: عاشق مرد و معشوق زن باشد؛ چهارم: عاشق زن و

معشوق مرد باشد. در اين ميدان جاي سخن بسيار است و نگارنده در جاي ديگر به تفصيل به ماهيت و اقسام

 و... عشق پرداخته است .


با فرض اينکه عشق بين دو فرد با تمام آثارش شکل گرفته (که حداقل اثرش آن است که اين محبت شديد،

فقط بين دو فرد ساري و جاري است و به قدري شديد است که اين دو و خصوصا عاشق را از توجه به

ديگران بازداشته است). ممکن است به دلايلي عاشق و معشوق، در حالي که همچنان به هم علاقه مند و

 نيازمندند، مجبور شوند که از يکديگر فاصله بگيرند و اين روابط و تجربه ها را قطع نموده و همديگر را

فراموش نمايند. و از آنجا که فراموش کردن و پشت سر گذاشتن فضاهاي عميق، شديد و نافذ عشق، به هيچ

 عنوان کار سهلي نيست و ممکن است به جد در فعاليت هاي عادي افراد اختلال ايجاد کند، از اين رو لازم

است که براي برون رفت از اين وضعيت به چاره جويي نشست و به اين سؤال پاسخ داد که در عشق ناکام و

 شکست خورده چه بايد کرد؟ چگونه بايد از اين فضا فاصله گرفت و به وضعيت عادي زندگي پرداخته و اين

 توان و فرصت را بيابند که از زندگي لذت ببرند؟  در پاسخ بدين مشکل و براي شکست خورده در ميدان

عشق، حداقل دو دسته پيشنهادات، قابل توصيه اند:


الف) نسخه هايي غير از عشق:


از آنجا که فضاي عشق، تمام وجود آدمي را اشغال مي کند و به تمام ابعاد شخصيت آدمي معنا و شکل

 مي دهد، پس از خالي شدن چنين امر فراگير و نافذي، آدمي در قلب و جانش خلاهاي بسيار شديدي احساس

 مي کند که به نحوي بايد اين محيط خالي را پر کرد. از جمله مشغله هاي پيشنهادي، کارهاي سخت،

جسماني، سنگين و نيز ورزشي است (کارهاي يدي، کوهنوردي، دويدن، شنا و...). ممکن است فرد را به

سوي امور زيبايي شناختي، لطيف، فرحزا و قلبي فراخواند که مثلا به امور هنري و ادبيات بپردازد

 (شعر، موسيقي، خطاطي، نقاشي، شرکت در محافل ادبي و...). ممکن است غذايي که براي عاشق شکست

 خورده تجويز مي شود، از مقوله هاي جسمي و قلبي نباشد، بلکه او را به تلاش عقلاني جدي فراخواند

(مثلا پژوهشهاي علمي، خصوصا ميداني و تجربي و...). 


 اينگونه ن سخه ها گرچه ممکن است به عنوان دارو تلقي شوند که مي توانند بي قراري هاي شکست در

عشق را موقتا آرام نمايند، اما في الواقع اينگونه توصيه ها، نسخه هاي دوانما هستند و حداکثر کارکرد آنها

 ايجاد نقشي مسکن و آرام بخش به صورت موقتي است و فرد بحران زده ممکن است از اين فضا قانع نشده

 و مجددا به حالت اول بازگردد.


ب) نسخه هايي بر مبناي عشق:


به نظر مي رسد که پادزهر اصلي عشق، همان عشق است و تنها با عشق مي توان توسن سرکش عشق را

 مهار نمود. عاشق شکست خورده در اين ميدان را نه مي توان و نه جايز است که از نعمت وجود عشق،

بازداشت. نمي توان او را از اين فضا بيرون آورد، چون کسي که تجربه ي لحظه هاي شيرين، عميق و جذاب

 عشق را داشته، با هيچ تجربه ي ديگري به آن حد و گستره از تجربه هاي هجر و وصل، لذت و غم، آرامش

و اضطراب، نمي تواند برسد و درنتيجه، هميشه در عطش و تشنگي مي ماند.



 جايز نيست و نبايد گوهر عشق را از کسي گرفت، زيرا براي مهمترين بعد وجودي آدمي، يعني قلب، بهترين

 و لذت بخش ترين غذاست. از اين رو آنان که در اين موضوع به دنبال پاک کردن صورت مساله اند، بسيار

 به خطا مي روند. اينجاست که بايد براي جايگزيني فضاي عشق، تنها و تنها به عشق تمسک جست.

 به عبارت ديگر نبايد عشق را در آدميان جابجا کرد، چون نياز جدي است و جايگزيني مناسبتر، بلکه در حد

 خود ندارد، بلکه بايد معشوق را جايجا کرد و تغيين داد. اما مصداق معشوقها براي چنين عاشق بحران زده

 يي در سه سطح قابل فرض اند:


 اول، معشوقه ي فراانساني:


 مراد از مصاديق، معشوقه هايي هستند که جنبه ي تجرد داشته و قرار نيست عاشق با قالبي ملموس،

مشهود و ملموس، مثل ساير اشياء و آدميان سروکار داشته باشد، بلکه با امور و مصاديق مجرد،

غيرملموس و غيرمشهود مواجه است. به عبارت ديگر، براي فرار از عشق مجازي، مي توان به دامن

عشق حقيقي چنگ زد. از آنجا که ورود به فضاي عشق حقيقي، توان، ادراک، تخيل و امکانات ويژه

 مي طلبد، که کار هر کسي نيست، عاشق ناکام از آنجا که تمزين پرواز، تلقين حرکتهاي سنگين روحي،

تجربه ي تخيلهاي عميق و همه جانبه را دارد، بسيار مستعد است که در سطوح بالاتري نيز پرواز نمايد. از

 اين رو مي توان به اين گونه عاشقها گفت، وارد فضاي عشق الهي و معنوي شويد، با خدا سودا کنيد، با

مسايل و اشخاص معنوي (مثلا معصومين) عشق بازي کنيد و عطش وجودي خودتان را از سرچشمه هاي

اصيل و سالم عشق فراانساني سيراب کنيد و با توکل و توسل به آرامش برسيد.



 اين راه رفتني، قابل وصول و نتيجه بخش است. (بد نيست از اين زاويه تجربه هاي معنوي مولانا پس از

ازدست دادن شمس تبريزي و استاد محمدحسين شهريار پس از نوميدشدن از معشوقه اش مورد توجه و

تامل قرار گيرند). اما راهي است صعب و سنگين و از اين رو در حد همه ي انسانها و هر سطح از عاشق

فرومانده از راه نيست. اينجاست که در چاره جويي براي فرد شکست خورده در عشق، بايد وزنه هاي سبکتر

 و قابل حملتر از عشق حقيقي پيشنهاد کرد، در عين حال که اين راه را براي سالکان جدي، عاشقان توانا و

 روندگان با عزم جزم بازگذاشت و بر روي آن به عنوان راه حلي اساسي تکيه کرد.



 دوم، معشوقه ي فروانساني: ممکن است به عاشق خسته گفت که چرا از طبيعت زيبا بهره نمي گيري و با

آن مانوس نمي شوي؟ چرا از اين همه پرندگان و حيوانات متنوع و دوست داشتني غفلت مي کني و چرا

خودت را پايبند امور و مصاديق غيرانساني نمي کني که پاسخهاي مناسبي نيز از آنان دريافت کني. مثلا چرا

 به تغذيه و تربيت پرندگان زيبا نمي پردازي؟ چرا با آب و گل خلوت نمي کني و آرامشت را از اين طريق

 نمي جويي؟ چرا با پروراندن برخي حيوانات که قدرشناس و وفادارند، مشغول نمي شوي؟و...



 گرچه اينگونه معشوقه ها نيز جذاب اند و آدميان زيادي را نيز دلبسته ي خود کرده اند، ولي براي کسي که

تجربه ي عشق انساني دارد و ناکام مانده است، اين گونه معشوقه ها به جهت پايين بودن سطوح توانايي ها

 و جذابيت ها، قانع کننده نبوده و لذتش ناقص بماند و از اين رو ممکن است فضاي غم و تلخي شکست مجددا

 براي او احيا شود. از اين رو اين جايگزيني در عشق، گرچه مفيد است و به عنوان معادلهاي غيرکامل، قابل

 تجويزند، اما مي توان نسخه هاي مناسبتري نيز براي اين درد تجويز نمود.



 سوم، معشوقه ي انساني: در اينجا توصيه و تجويز آن است که اگر معشوقه يي به هر دليل از دست رفت،

چرا يکي ديگر در حد او و ياشد بهتر از او را برنگزيند؟ به جاي يک انسان، به انسان ديگري مهر ورزيد و

به معاشقه نشست. ممکن است گفته شود که اين تجويز سطحي و غيرجامع است. زيرا کسي که غرق در

فضاي سنگين عشق است، معشوقه ي سابق تمام فضاي ذهني و جانش را اشغال کرده است. او نه جايي

براي مهرورزيدن (در حد عشق) به ديگران دارد و نه اين فرصت و توان را دارد که براي جابجايي معشوق،

 عزم جزم کند و پادررکاب نمايد. اين اشکال بي وجه نيست، اما توصيه ي ما نيز بي قيد و شرط نيست و با

رعايت اين قيود، برداشتن اين بار ممکن مي شود. در مسير جايگزيني معشوق، بايد به نکات زير توجه

داشت:



 اولا: چنين فرد بحران زده از تجربه ي کارشناسان و از مشاوره با صاحبنظران، هرگز غفلت نورزد. زيرا

 آشنايان با پيچ و خمهاي وجود آدمي و بحرانهايش، ممکن است راههاي ميانبر و حد وسطي را بشناسند که

 راه برون رفت از مشکل را براي ديگران بسيار تسهيل مي نمايند.



 ثانيا: تغيير معشوقه، يک شبه و در اندک زمان به سادگي ممکن نيست. از اين رو به عاشق آسيب ديده بايد

فرصت داد تا اندکي از مشغله هاي وجوديش فروکش کند. تجربه هاي تازه تر نمايد، با حوادث و مسايل نويي

دست و پنجه نرم کند و اندک اندک از شعله هاي فروزان عشق، فاصله گيرد، تا قابليت و ظرفيت تجربه ي

جديد و دريافت محبت فرد جديد را پيدا کند و از سويي ببيند که در درون نيازي اساسي وجود دارد و پاسخ

 مي طلبد، و از سوي ديگر به اينجا برسد که پاسخ شايسته براي آن حاجت ندارد، تا به فکر غذاي مناسب

براي رفع آن نياز بيفتد.



 ثالثا: آدميان بر اساس باورهايشان زندگي مي کنند. انسانها در قالبهاي ذهني و تصاوير ذهني خود، پيش

فرضهايي دارند که مبناي ادراک و کنش آنان است. برخي از اين باورها صواب اند و بايد حفظ و تقويت شوند.

 اما بسياري از تصاوير ذهني اگر غلط هم نباشند، اين قابليت را دارند که جايگزينهاي مناسبتري پيدا کنند

(و البته اگر غلط اند، بايد جايجا شوند). عاشق نيز از معشوق پيشين و شرايط يک معشوق مطلوب و... پيش

 فرضهايي دارد که با تامل و با راهنمايي افراد محبوب، مي تواند قالبهاي ذهني و پيش فرضهايش را جابجا

 کند، آنگاه آماده ي دريافت تجربه ي جديد خواهد شد.



 رابعا: براي اينکه فضاي سابق مورد غفلت و فراموشي قرار گيرد، حتما بايد هر اثر، نکته، مطلب و اشياء

مربوط به فضاي عشق پيشين در معرض ديد و در دسترس عاشق ناکام نباشد. از اين رو بايد هر آنچه که

خاطره ي گذشته را تجديد مي کند، چاره جويي نمود و از آن عقبه رهايي يافت و فاصله گرفت، تا آنکه صفحه

 ي جانش آمادگي دريافت تجربه ي جديد را بيابد.



 حاصل آنکه با رعايت شرايط فوق (مشاوره، فاصله ي زماني، تغيير تصوير ذهني و محو آثار پيشين)

مي توان از تجربه ي شکست در عشقي رهايي يافته و با جايگزيني معشوق جديد، از زندگي لذت برد. واضح

است که شرايط يادشده، بسترها را فراهم مي کند و فرد بحران زده بايد فعالانه بسترهاي لازم را در اين

شرايط مناسب براي گزينش جايگزين مناسب فراهم کند و صفحه ي جانش را براي ورود فرد ديگر باز کند و

 آنگاه روح بحران زده و خسته اش به قرار برسد.

 


نويسنده: نیکو مورخ: چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 در ساعت: 11:30 قبل از ظهر
|+|
چطور با زشت بودن خود سازش کنيم

از نگاه کردن به آینه، افسرده شدن و اجتناب از دیدن تصویر خود، نامناسب جلوه کردن در محافل اجتماعی

خسته شده اید؟ ناامید نشوید. در اکثر مواقع، زشتی فقط نوعی نگرش است که ما اتخاذ میکنیم. اما حتی اگر

 از نظر فیزیکی هم واقعیت داشته باشد، همیشه راه هایی برای غلبه بر آن وجود دارد.

مراحل

1. لبخند بزنید.چه باور کنید یا نه، این لبخند زدن یا نزدن افراد است که بخش اعظمی از جذابیت آنها را

تشکیل می دهد. اگر به فیلم هایی که تابه حال دیده اید فکر کنید، کدام هنرپیشه ها بودند که همیشه خوشتیپ

 ترین و جذابترین تلقی می شدند؟ مطمئناً آنهایی که همیشه یک لبخند زیبا و جذاب برای بیننده ها روی

 لبانشان داشته اند. مغز ما طوری برنامه ریزی شده است که از نوزادی جذب لبخند دیگران می شویم و لبخند

 زدن واقعاً می تواند معجزه کند. مردم اگر حتی قیافه شما را به یاد نداشته باشند، همیشه آن لبخند زیبا و

خنده از ته دلتان را به یاد خواهند آورد.

2. خود را زیبا تصور کنید. اکثر اوقات افرادیکه احساس می کنند زشت هستند خود را از ترس صدمه دیدن

 از جامعه دور می کنند. به نظر آنها، عدم پذیرش جامعه که کاملاً قابل انتظار است واقعاً شایسته آنهاست.

 اما اینطور نیست. هیچکس حق ندارد درمورد ظاهر شما قضاوت کند، بجز خودتان و اگر تصمیم بگیرید که

خوش ظاهر باشید، حتی اگر بینی شما بزرگ باشد یا شکم بزرگی داشته باشید یا نصف صورتتان سرطانی

 باشد، آنچه به دیگران منعکس می کنید، فردی خوش ظاهر خواهد بود. اکثر اوقات مردم فقط به این دلیل

 می گویند که یک نفر زشت است که خودش چنین تصوری از خود دارد.

3. جلوی آینه بایستید، به آنچه می بینید طوری واکنش دهید که انگار یک نفر دیگر است. شما شایستگی این

 را دارید که حداقل با همان احترامی که با یک غریبه برخورد می کنید، با خودتان برخورد کنید. مطمئناً

هیچوقت بی مقدمه به یک غریبه نمی گویید که "اه، چقدر تو زشتی!" پس با خودتان هم اینکار را نکنید. با

خودتان مودب باشید و سعی کنید به هر طریقی که میتوانید به آن فردی که جلوی آینه می بینید کمک کنید تا

زیباتر به نظر برسد و احساس بهتری نسبت به خود پیدا کند.

4. هر روز وقتی بیرون می روید، خوب لباس بپوشید و به خودتان برسید. این یعنی شلواری خوش قواره و

 پیراهنی اتوکشیده تن کنید و موهایتان را هم تا حد ممکن به زیباترین حالت خود درست کنید. شاید در اول

کار به نظرتان وقت تلف کردن باشد اما آنهایی که متقاعد شده اند که زشت هستند معمولاً سعی می کنند که

 خود را در خانه پنهان کنند و هیچکس را نبینند. اما باز هم خودتان، خودتان را خواهید دید و این است که

واقعاً مهم می باشد. وقتی عادت کنید که تمام روز خوب به نظر برسید، اتوماتیک وار تصور خواهید کرد که

 فرد خوش ظاهری هستید و به سایرین هم با همین تفکر واکنش خواهید داد. و این چرخه آنقدر ادامه پیدا

میکند که واقعاً زیبا می شوید و متعجبانه خواهید دید که یک روز هر کس با دیدنتان، تحسینتان خواهد کرد.

5. تحمل کنید. مهم نیست که اول کار چقدر احساس حماقت کنید، اما این مراحل را خوب به یاد داشته باشید:

لبخند، جذاب تصور کردن خود، محترمانه برخورد کردن با خود درست مثل یک غریبه، و زیبا کردن و رسیدن

 به خود. مهم نیست که تغییر طرز فکرتان چقدر طول بکشد، هیچوقت نباید تسلیم شوید. پیشرفت واقعی

همیشه تدریجاً به وجود می آید.

6. از آرایشگرتان بخواهید یک مدل موی جدید روی سرتان پیاده کند، کمی آرایش کنید، و با خودتان خوب

برخورد کنید. در خرید لباس بیشتر دقت کنید و چیزی را بخرید که واقعاً برازنده تان باشد.

7. دریچه قلبتان را برای دوستی باز کنید. خواهید دید که وقتی دوستان بیشتری داشته باشید، اعتماد به

نفستان تا جایی بالا می رود که خودتان را واقعاً زیبا خواهید دید.

نکات

·یادتان باشد، بعضی از افراد جذاب محبوب ما چندان هم زیبا نیستند. باربارا استرایساند و کارول برونت

واقعاً نمونه بارز زیبایی به حساب نمی آیند اما ما آنها را به خاطر روحیه جذاب، دلپذیر و پرانرژیشان دوست

داریم. زیبایی خنده ماست؛ به شکل ابرو نیست بلکه در نحوه استفاده شما از آن ابرو است.

·زیبایی نیز به همان اندازه زشتی یک فریب است. آرایش صورت هنرپیشه محبوبتان را بردارید و آنوقت

است که شوکه می شوید که دقیقاً قیافه دوران دبیرستان شما را دارد. حتی اگر زشت هم نباشد، یک دست

لباس زشت و بی قواره تن او کنید و ببینید که چقدر زشت به نظر خواهد رسید.

·اعتماد به نفس از زیبایی ظاهر جذب کننده تر است. صاف بایستید، سرتان را بالا نگه دارید و در چشمان

مردم خیره شوید.

·یادتان باشد که همه جوانب ظاهر برای همه افراد زیبا نیست و خیلی اوقات ویژگی هایی که به نظر یک نفر

 زشت می آید برای دیگران زیبا است.

·اگر نمی دانید که چطور باید خوب لباس بپوشید، کسی از اطرافیانتان را که به نظرتان فردی خوش لباس

است که پیدا کنید و ببینید که چطور لباس می پوشد و لباسهایی را در کمدتان پیدا کنید که شبیه سبک لباس

پوشیدن او باشد. راحت و کلاسیک لباس بپوشید. اگر به نظرتان می آید که شکمتان از شلوار جینتان بیرون

 زده است مطمئن باشید که آن شلوار هیچ زیبایی به شما نخواهد داد پس دور بریزیدش.

·یک مدل موی جدید برای خود انتخاب کنید. شاید تعجب بکنید که یک تغییر ساده در مدل مو چطور می تواند

ظاهر شما را از این رو به آن رو کند.

·همیشه به خودتان بگویید که زیبایید چون واقعاً هستید.

·یادتان باشد، زیبایی مسئله ای کاملاً نسبی است. برای تحت تاثیر قرار دادن یک نفر ظاهرتان را تغییر ندهید.

 بهترین کار این است که همیشه خودتان باشید.

·به خاطر بسپارید فقط خودتان بدترین منتقد خودتان هستید.

وقتی اعتماد به نفس در شما ایجاد شد، مطمئناً دیگر خیلی به خودتان سخت نخواهید گرفت.

هشدارها

·اول از همه اینکه، بدانید که شما زشت نیستید! همه فکر می کنند که اشکالی دارند درحالیکه در واقعیت آن

 افراد زیباترین و جذاب ترین ها هستند.

·هیچوقت از مردم نپرسید که آیا فکر می کنند شما زشت هستید یا نه. ممکن است واقعاً اذیتشان کند. از این

 گذشته، مطمئناً اگر زشت هم باشید، آنها مستقیم این را به شما نخواهند گفت.

·آشکار است که شما زیبا هستید. رمز موفقیت فقط در اعتماد به نفس است. و بهترین راه برای به دست

آوردن این است که دوستانه تر با مردم برخورد کنید. برای شروع مکالمه پا پیش بگذارید و از دیگران سوال

 کنید، همین مکالمات آشنایی هایی به وجود می آورد که این آشنایی ها منجر به دوستی می شوند. و آنوقت

 است که مردم واقعاً می بینند که چقدر زیبا هستید.

 


نويسنده: نیکو مورخ: چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 در ساعت: 11:30 قبل از ظهر
|+|
شخصیت شناسی با استفاده از رنگ چشم
شخصیت خود را با استفاده از رنگ چشم بشناسیم

پایگاه خبری تقریب-سرویس اجتماعی: اگر بتوانیم شخصیت افراد را پیش از داشتن رابطه با آنها بشناسیم

 و یا حداقل در مورد چگونگی رفتار و اخلاق آنها حدس هایی بزنیم بدون شک این شناخت تاثیرات زیادی در

 رابطه ما داشته و کمک های فراوانی به ما خواهد کرد.


معمولا انسان ها برای به دست آوردن شناخت بیشتر از دوستان و اطرافیان خود و یا شناخت سطحی از

کسانی که برای اولین بار با آنها رو به رو می شوند به گزینه های مختلفی پناه می برند که حدس زدن

شخصیت طرف مقابل از روی لباس پوشیدن ،امضا و یا شیوه دست دادن او از جمله این امور است.

 


شناخت شخصیت افراد از روی رنگ چشم گزینه جدیدی است که در روابط انسانی بی تاثیر نبوده و چنانچه

درست به کار رود مشکلات زیادی را حل خواهد کرد . مطلب زیر که توسط یکی از انجمن های اینترنتی

عربی منتشر شده است به بررسی انواع رنگ چشم و شخصیت دارندگان آن می پردازد.


رنگ چشم سبز

رنگ چشم سبز نشان دهنده آن است که صاحبان آن شخصیتی قوی و اراده ای بالا دارند. در تصمیم گیری

ها، خیلی محکم عمل کرده و تا حدی خود رای و مغرور هستند.این افراد اعتماد به نفس بالایی دارند و در

کمک به دیگران سعی می کنند تا آخرین توان خود را مصرف کنند.


رنگ چشم آبی

دارندگان چشم های آبی دارای نگاهی عمیق بوده و شخصیتی حساس و شفاف دارند. این افراد به راحتی

 فکر و نظر خود را به دیگران تحمیل می کنند و به همین نسبت جرات و شجاعت وی‍ژه ای هم به خرج

می زنند. قابل توجه است که بیشتر چشم آبی ها طبیعت و احساساتی هنری و ملموس دارند.


رنگ چشم مشکی

صاحبان چشمان مشکی انسان هایی رویایی هستند که در فضای شاعرانه ای زندگی می کنند و همچنین

بسیار دست و دل باز هستند. بسیار سعی می کنند با هر چه دارند به دیگران کمک کنند .این افراد همچنین

دارای خلق و خوی اجتماعی و احساسات ظریف هستند.


رنگ چشم قهوه ای

چشم قهوه ای سنبل مهربانی و محبت است و هر چه تیره تر باشد مهر و محبت صاحبش بیشتر است. چشم

قهوه ای ها بسیار خون سردند و هر چه را که می خواهند به راحتی تصاحب می کنند. چنین به نظر می رسد

که این افراد معنای عصبانیت را نمی شناسند و از آرامشی تمام نشدنی بهره مندند.


رنگ چشم خاکستری

صاحبان چشم های خاکستری دو دسته هستند ، یا از شخصیتی آرام و با اعتماد به نفس برخوردارند و یا

شخصیتی عصبی و انقلابی دارند و همیشه به دنبال آرامش می گردند ولی در مجموع انسان هایی سرسخت و

 سنگین دل هستند.


رنگ چشم عسلی

با وجود اینکه چشم عسلی ها انسان هایی خوش قلب هستند ولی با دیگران صریح نیستند. این افراد همیشه

به دنبال دوست می گردند. چشم عسلی ها معمولا از کودکی روی پای خود بزرگ شده و دوست ندارند به

دیگران تکیه کنند


نويسنده: نیکو مورخ: چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 در ساعت: 11:29 قبل از ظهر
|+|
تلخ اما واقعی

دختر ایرونی ودانشگاه

 

دختر ایرانی وبازارکار

 

دختر ایرانی و تفریح

 

دختر ایرانی و امنیت اجتماعی

 

دختر ایرانی واحترام جامعه

 

هدف من از این پست فرهنگ سازی میباشد. در جامعه ای که دم از پیشرفت میزند جای تاسف

 هست. به امید روزی که به دانیم حق هر  دختر ایرانی ( دقت کنید دختر ایرانی ما کار به زنان

و دخترانی نداریم که نام این گل بانو را خراب کرده و خود را دختر ایرانی مینامند ) هست که

آزادانه به دونه شنیدن بوق ماشینی یا زدن چراغی در کنار خیابان راه برود .

 

ارزش به انسان بودن وانسان زیستن نه چیز دیگری


نويسنده: نیکو مورخ: چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 در ساعت: 11:29 قبل از ظهر
|+|
دروغگو را بهتر بشناسید
افراد دروغگو معمولا از نظر نوع رفتاری با یکدیگر شباهت بسیاری دارند که دانستن برخی از

 خصوصیات به ما کمک می کند که تا حدودی انسان دروغگو را بشناسیم برخی از علائم و

روشهایی که باعث شناخت  دروغگو می شود عبارتند از:

1

چشمان کسانی که دروغ می گویند یا بازتر از حد معمول است یا دائما چشمهای آنان به نقاط

مختلف حرکت می کند. در عین حال آنها معمولا از نگاه مستقیم به شما احساس ناراحتی

می کنند و سعی می کنند مستقیما به شما نگاه نکنند

2

گاهی اوقات افراد دروغکئ بخشی از صورت یا دهانشان را هنگام حرف زدن می پوشانند.

 3

وقتی از آنها سوال می شود دماغ یا گوششان را به حالت عصبی می خارانند.

4

 فرد دروغگو معمولا هنگام حرف زدن حرکت اضافی زیادی از خود بروز می دهد.

5

 در هنگام حرف زدن زیاد تپق می زنند و اشتباهات فراوان گفتاری را سعی می کنند به گونه ای

 بپوشانند.

6

آنها همیشه کلی گویی می کنند و بارها این کلیات را تکرار می کنند و با این کار تلاش می کنند

 تا خودشان را قانع کنند.

7

 آنها سعی می کنند به گونه ای گیج و مبهم سخن بگویند و با این کار به شما اجازه نمی دهند تا

حرفهای آنان را تجزیه کنید.

8

هنگامی که سعی دارید در مورد موصضوع مورد بحث از آنها سوال کنید بلافاصله موضوع بحث

 را عوئض می کنند.

9

حتی سوال شما را متوجه شوند چنین وانمود می کنند که سوال شما را نشنیده اند و با این کار

به بحث خاتمه می دهند.

10

 اگر می خواهید مطمئن شوید مه او دروغ کفته است چند روز بعد راجع به موضوعی که در

مورد آن دروغ گفته است ار او سوال کنید تا برایتان یک داستان با مظالب متفاوت تعریف کند.

11

اگر قدری به صحبت آنها شک دارید شما را متهم به بی اعتمادی می کند و خیلی سریع با این

کار به بحث خاتمه می دهد.

12

 آدم های دروغگو معمولا پر حر ف هستند و در مورد هر چیزی اظهار نظر می کنند.

13

 افراد دروغگو معمولا کسانی هستند که در زندگی شخصی یا خانوادگی دچار مشکل هستند. پس

 در مورد حرفهای چنین افرادی بیشتر دقت نمایید.

14

 تن صدای افراد دروغگو در هنگام دروغ گفتن معمولا بالاتر از حد طبیعی است.

15

 خنده های بی دلیل و بی گاه در هنگام صحبت کردن یکی دیگر از علائم افراد دروغگو است

16

 آدمهای دروغکو همیشه سعی می کنند حرفهای زیبا و جذاب به زبان بیاورند و با این کار

می خواهند امکان کشف حقیقت را از ما سلب کنند.
نکته پایانی این که اگر چه که شاید افراد دروغگو در کوتاه مدت بتوانید حقیقت را از دیگران

پنهان کنند اما زمان باعث خواهد شد که همیشه افراد دروغگو رسوا شوند و هیچ گته حقیقت

پنهان نخواهد ماند, اگرچه شاید مدت زمان طولانی پنهان بماند.


نويسنده: نیکو مورخ: چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 در ساعت: 11:24 قبل از ظهر
|+|
8 خصیصه آقایون که خانمها مخفیانه دوست میدارن
خیلی سخت است که بتوان بر طبق خصوصیات اخلاقی که جنس مخالف آنها را میپسندد رفتار کرد.


معمولاً هنگامیکه زمان قرارهای ملاقات فرا می رسد، خانم ها از هر نظر به خودشان می رسند، اما در

مقابل آقایون همان چهره خسته و عرق کرده باشگاه را ترجیح می دهند. نکته مهمی که آقایون نباید هیچ گاه

 از نظر خود دور کنند این است که خانم ها همیشه آنطور که وانمود می کنند، نیستند و هیچ گاه حقیقت

چیزهایی را که دوست دارند در همسر خود ببینند را به زبان نمی آورند. شاید برخی از خانم ها نسبت به

بعضی از خصوصیات اخلاقی همسرشان دل خوشی نداشته باشند و همیشه از او ایراد بگیرند و به او

غر بزنند؛ اما بد نیست که در این قسمت از برخی خصوصیاتی که می تواند یک خانم را همواره علاقمند به

شوهرش نگه دارد نیز چیزهایی بدانیم. شاید خانم ظاهراً از تعدادی از رفتارهای بخصوص آقا رضایت نداشته

 باشد، اما واقعیت این است که او در باطن خود، از زور خوشحالی در حال انفجار میباشد. تعجب آور است؟!


 

این مقاله را بخوانید تا ببینید کدامیک از رفتارهای "مردانه" تان حس علاقه همسرتان را بر می انگیزد و

برای تغییر آنها مجددا فکر کنید.

1-  مرد مردها

هر چند خانم ها ادعا می کنند که از مردهای مرتب و تمیز و شیک پوش خوششان می آید، اما گاهی اوقات

اگر با لباس های ورزشی کج و کوله جلوی آنها ظاهر شوید، غذا را بدون رعایت آداب ویژه بخورید، و در

 کوچه فوتبال بازی کنید، شاید به نظر خانم ها خیلی جذاب تر هم جلوه کنید. او بدش نمی آید که هر چند وقت

 یکبار برای نجاتش تلاش کنید، و یا اگر از عهده تعمیر برخی وسایل بر می آیید این کار را انجام دهید، و یا

حتی با دوستان خود گپ بزنید.

یک خانم با یک آقا قرار نمی گذارد تا بر سر این موضوع که کدامشان کفش ها و یا موهای شیک تری دارند

با او به رقابت بپردازد؛ بلکه این تفاوت های موجود میان شما دو نفر است که منجر به اتصال هر چه بیشتر

 شما به هم می شود. البته نباید فراموش کنید که زمانیکه برای مشاهده تئاتر و یا صرف شام به بیرون

می روید، او از شما انتظار دارد که لباسهای مناسب و آراسته ای به تن کنید، اما در عین حال باید در نظر

داشته باشید که در بقیه ساعات بیشتر از حس مردانگی شما لذت می برد - هر چند این امکان وجود دارد که

 هرگز به این موضوع اعتراف نکند- همیشه لازم نیست شیک ترین لباس ها را به تن کنید و درهای مختلف

 را پیش از او برایش باز کنید، فقط کافی است که آروغ های بعد از نوشیدنی را در زمان مناسب و هنگامیکه

 با دوستانتان هستید بزنید.

2-  نه گفتن

شما باید تصمیماتی که به ذهنتان را می رسد را انجام دهید و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور می دهد،

عمل کنید؛ حتی اگر این کار سبب عصبانی شدن خانم شود. آقایون تصور می کنند که دخترخانم ها به دنبال

نامزدهایی می گردند که او را بتوانند روی یک انگشت خود بچرخانند و هر چه که می گویند انجام دهد. اگر

 بخواهید همیشه مطابق آنچه به شما دیکته می شود، عمل کنید، دیری نخواهد گذشت که رابطه تان کسل

کننده و ملال آور می شود. خانم ها به دنبال مردی هستند که چیزی برای ارائه کردن در دست داشته باشد و

بتواند عقاید و ملاحظات شخصی خود را در بحث ها وارد کند. آنها به دنبال مردی هستند که شخصیت منحصر

 بفردی داشته باشد. اگر تمام زندگی یک مرد را تنها "همسرش" تشکیل دهد، آنگاه دیگر چیزهای زیادی

برای گفتن ندارد و برایش سورپرایزهای زیادی باقی نمی ماند که بتواند در مواقع ضروری آنها را رو کند.

حتی اگر همسر شما از آن دست خانم هایی باشد که دوست دارند قدرت و کنترل خانواده را بدست بگیرند، باز

 هم بدش نمی آید که گه گاه با شما قدرت آزمایی و جدلی برابر داشته باشد. بنابراین اگر تا به حال تصور

می کردید که باید کنترل تمام امور را به دست او بسپارید، بهتر است از این به بعد دست از این کار بردارید؛

به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نباید خودتان را به یک خدمتکار خانگی دست آموز تبدیل کنید.

3- داشتن روابط جنسی شدید

کاملاً روشن است که اگر یک رابطه، تنها به برقراری روابط جنسی محدود شود، طرف مقابل احساس

 می کند که مورد سوء استفاده قرار می گیرد؛ اما از سوی دیگر باید این امر را نیز در نظر گرفت که یک

خانم زمانیکه می بیند شوهرش در مقابل او کنترل خود را از دست میدهد و ابزار علاقه می کند انگار دنیا را

 به وی داده اند. اگر همسر شما شاغل است و شب هنگام پس از یک روز سخت کاری و سرو کله زدن با

 ارباب رجوع و همکاران او را در خانه می بینید هیچ چیز جز معاشقه نمی تواند او را خوشحال کند؛ این امر

 سبب می شود که او خودش را در راس تمام شادی های جهان قرار دهد. اگر او شغل حساس و با ارزشی

 دارد و در سمت مهمی قرار دارد، بهتر است شما شروع کننده ارتباط جنسی باشید. این امر به او اجازه

 می دهد که با خیال راحت از رابطه خود لذت ببرد.

4- مستقل بودن

شاید همیشه خانم ها به این دلیل که همسرشان ادعا می کنند سرشان بیش از اندازه شلوغ است، به آنها

توجه کافی مبذول نمی دارند، وقت زیادی را در محل کار خود سپری می کنند و یا با دوست های خود خوش

گذرانی می کنند، ناراحت می شوند. باید توجه داشت باشید که اگر می خواهید همسرتان در کنارتان باقی

بماند، باید مانند یک پرنسس با او رفتار کنید؛ اما از طرف دیگر، همواره در نظر داشته باشید که اگر

سرگرمی، تفریح و کارهای دیگری برای انجام دادن نداشته باشید، ممکن است خانم احساس کند که در حال

 خفه شدن در رابطه است. همان اندازه که شما در رابطه نیاز به فضا دارید، خانم ها نیز از آزادی خود لذت

می برند و شدیداً به آن محتاج هستند. یک مرد مستقل و متکی به نفس در نظر خانم ها از جذابیت بیشتری

 برخوردار می باشد. یک مرد محتاج و بدون آرزو های بزرگ، برای بیشتر خانم ها هیچ گونه جذابیتی ندارد.

 بنابراین شما مجاز هستید که با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذارید و شغل و سرگرمی مخصوص به

خودتان را داشته باشید.

5- حسود بودن

حسادت یکی از احساسات قوی به شمار می رود. هر چند انسان ها نمی توانند میزان دقیق حسادت خود را

کنترل نمایند، اما مقدار کمی حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقی، به راحتی می تواند حس جاذبه شما را در

 نظر او افزایش دهد. اگر شما نسبت به مردهایی که با اوصحبت می کنند، هیچ گونه عکس العملی از خود

نشان ندهید، او تصور می کند که به هیچ وجه برایش ارزش قائل نیستید، به همین دلیل به دنبال کسی می رود

 که این خلا را برایش پر کند. اگر او در مورد یک همکار مذکر خیلی صمیمی و یا مربی اش بازخواست

نمایید، شاید در ظاهر به شما غر بزند، اما در باطن لبخندی بر لب هایش نقش خواهد بست. توجه: زمانیکه

نوبت به حسادت می رسد، مقدار کمی از آن می تواند مثمر ثمر واقع شود، پس در خرج کردن آن به شدت

 صرفه جویی کنید. از قدرت فوق العاده آن با خبر شوید: او می تواند عاشق مردی شود که نسبت به دارایی

های شخصی او حساس بوده و از آنها محافظت کند.

6- آسیب پذیری گاه به گاه

هر انسانی دوست دارد که احساس کند دیگران به وجود او نیازمند هستند و از آنجایی که کمتر اتفاق می افتد

 یک خانم بتواند از شوهر خود محافظت کند، بد نیست که به او اجازه دهید این کار را از طریق روش های

 دیگر به شما اثبات کند. برای مثال بد نیست که به او اجازه دهید تا به شما گوشزذ کند نیاز به جوراب های

 بیشتری دارید، یا اینکه همیشه یادتان می رود رخت ها را به خشک شویی ببرید، و برای بستن کروات خود

 به کمک او احتیاج دارید.

شاید احمقانه به نظر برسد اما گاهی اوقات همین موارد ساده و پیش پا افتاده سبب می شود که او احساس

 بهتری نسبت به خودش پیدا کند و بیش از پیش جذب شما شود. البته این امر بدان معنا نیست که سعی کنید

 از او برای خود یک مادر بسازید - هر چند او از این کار بدش نمی آید - اما این امر شاید جزء آخرین

چیزهایی باشد که او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زمانیکه نیاز به کمک داشتید و احساس می کردید که او

 می تواند به شما کمک کند، از او درخواست همکاری کنید. با این کار بدون شک به او احساس  قدرت،

 سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد. اغلب مردها تصور می کنند که برای کشاندن خانم ها به

 سمت خود باید از خودشان یک قهرمان دست نیافتنی بسازند، اما این امر صحت ندارد. مقداری نیازمندی و

کمک خواستن سبب می شود که شما در نظر او تا حدی آسیب پذیر جلوه کنید، و در چنین موقعیتی تمام خانم

ها حاضر ایستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما کمک کنند.

7- پنهان کردن احساسات

شاید او همیشه اعتراض می کند که چرا نباید بداند که شما در حال فکر کردن به چه موضوعی هستید. شاید

دوست داشته باشد بداند که در طول روز و در محل کار برای ما چه اتفاقاتی رخ داده، شاید همیشه از شما

بخواهد تا در مورد همه چیز با او صحبت کنید، و به اصطلاح سفره دلتان را برای او باز کنید تا بتواند به

عمیق ترین نقطه از احساساتتان دسترسی پیدا کند.  شما می دانید که خانم ها با دوست های دختر در مورد

جزییات تمام مسائل به خصوص در مورد نگرانی های خود، صحبت می کنند. به همین دلیل اگر بخواهید تمام

 احساست خود را در مقابل او بازگو کنید، خیلی راحت می تواند به شما نمره دهد.

در برخی مواقع اگر کمی از او دوری کنید و خود را کمی اسرار آمیز جلوه دهید، او علاقه بیشتری به شما

پیدا خواهد کرد. نکته جالب اینجاست که خودش به شخصه برای پیدا کردن حقیقت تلاش

می کند. خانم ها لذت می برند تا بدون اینکه شما به آنها چیزی بگویید، خودشان بتوانند از اسرار شما سر

در بیاورند. شاید آنقدرها هم که شما تصور می کنید از این کار متنفر نباشد.

8- سرتاپای او را وارسی کنید

خانم ها به اندازه آقایون دوست دارند که دیگران آنها را به خاطر توانایی های ذهنی و عملی شان تحسین

کنند، و زمانیکه کاری را درست انجام دادند مورد تشویق قرار بگیرند؛ آنها در چنین حالتی انتظار ترفیع رتبه

و تشویقی نیز دارند. اگر یک خانم با حالت جذابی صحبت میکند دلش می خواهد مورد توجه قرار بگیرد. البته

 این امر به شرایط و کسانیکه به او توجه می کنند هم بستگی دارد.

اما زمانیکه نوبت به مردی می رسد که خانم دوستش می دارد، با کمال میل به او اجازه می دهد که کلیه

متعلقاتش را چک کند.  خانم ها هم مانند آقایون از تعریف و تمجید لذت می برند. اگر به او توجه کنید او

واقعا خوشحال می شود و این خوشحالی شما را به هر کجا که بخواهید خواهد رساند.

همیشه بهترین رفتارهایتان را رو نکنید

هر چند خانم ها در بیشتر موارد، زمانی که غر زدن هایشان را شروع می کنند کاملاً جدی هستند، (به ویژه

زمانیکه آشغال غذاهای خود را روی میز بگذارید و یا جوراب هایتان را برندارید) اما باید این امر را هم در

نظر داشته باشید که اگر بخواهید همیشه با او موفقت کنید و مطابق خواسته هایش رفتار کنید، او دلش برای

 خود واقعی شما تنگ خواهد شد.

این دست رفتارها به دو قسمت تقسیم می شوند: آنهایی که خود واقعی شما را نمایان می سازند و آن دسته

 ای که شما را به او نشان می دهند. از آنجایی که ما کاملاً واقف هستیم که خانم ها نیازمند توجه هستند و

همین توجه باعث جذب خانمها به آقایون می شود، این احتمال وجود دارد که برخی رفتارهای منحصر بفرد

شما باعث شود تا گل لبخند را بر روی لب های او بنشاند و در وجود او جذابیت بیشتری نسبت به شما ایجاد

نماید. بنابراین هیچ گاه نباید به ظاهر صحبت های او توجه کنید؛ در بیشتر مواقع او شما را فقط به خاطر

وجود خودتان دوست می دارد


نويسنده: نیکو مورخ: چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 در ساعت: 11:23 قبل از ظهر
|+|
چگنه اعتماد به نفس خود را افزایش دهیم؟
در طول دوران کاریم بـا افـرادی که در زنـدگـی روزمـره خـود سطح استرس بالایی داشتند، در میانشان با یک

 خصیصهمشترک و بـسیـار عـمـومـی مـواجـه شدم - اعتماد بنفسپایین. همچنین دریافتم که اعتماد بنفس

 می تواند موجب پـدیـد آمـدن سطح بالایی از استرس، بی خوابی، اظطرابو بسیاری از علایم بیمار گونه گردد.

بدترین مورد این حالت در کسی که عزت نفس پایین دارد  تجربه کردن احساساتی ازقبیل بی ارزشی و

 بی لیاقـتـیو عدم تعلق میباشد که متاسفانه میتواند مـنـجر به افکـار خودکشی گردند.

سرکوب اعتماد بنفس

در تحقیقی که چندین سال گذشته در سراسر آمریکای شمالی، شـامل کانادا و مکزیک انجام گرفت

 پژوهشگران دریافتند که نرخ خود کشی ارتباط بسیار زیادی با شرایط فقر و تنگدستی، ترک خانواده

 (اغلب در کودکان زیر 16 سال) و طـرد شـدن تـوسـط اطـرافـیـان دارد.

در خصـوص عزت نفس پایین، کودکان آسیب پذیرتر از دیگر افراد می باشند. آنها مدام از جانب همرده ها و

 هم سن و سالهای خود و تـوقـعات غیـر واقـعـی و نـامـعـقـول از جانب خانواده و دوستانشان تحت فشار قرار

 دارند. این امر می تواند به مشکلات روانی عمده منجر گردد که در آن کودکان احساس خواهند کرد که

زندگیشان ارزشی ندارد.

بزرگسالان نیز از آن رنج میبرند

میخواهد باورتان شود یا نه، امروزه بزرگسالان نیز چنین علایمی را تجربه می کنـنـد. ما همواره با مسائلی

چون پول، عشق،خانواده، کار و غیره درحال دست و پنجه نرم کردن می باشیم. از آنجایی که اکثر جوامع

مردسالار اهمیت زیـادی بـرای موفقیت مردان قائل می باشند، برای یک مرد تحمل فشارها سخت و دشوار

می باشد.

همه آن مربـوط می گردد به تئوری: بـقـای بـرازنـدگـان. مـردان تـولید کننده و زنان مصرف کننده می باشند.

 حتی با جنبش آزادی خواهانه زنان و فمینیسم، عـلت اصـلی از خود گذشتگی مردان کماکان بطور حتم مرتبط

 با این حـقـیـقت می باشـد کـه زنـان از مـردان انتظار دارند دنیا را روی شانه هایشان بدوش بکشند.

احتمال دارد زنان با این گفته هم عقیده و موافق نبـاشـنـد ولـی آن واقـعیـت دارد. آخرین باری که نامزد

 یا هــمسرتان و یا فرد دیگری که برای یک امر مهم حقیقتا به شما وابسته بوده و آن کـار

 ( مثـلا پرداخت قبض تلفن ماه پیش ) را بشما واگذار کرده چه زمانی بوده است؟  این تقاضا ها معمولا با

پول در ارتـبـاط است. اگرچه اکثر اوقات برای این است که شما یک "مرد واقعی" جلوه نمایید.

 

آیا شما یک مرد واقعی میباشید؟

 

چگونه می توانید تـعـیین کنید یک مرد واقعی چگونه مردی باید باشد؟ راحت ترین کار آن است که از نامزد،

همسر، خواهر و یا مادر خود سـوال کنـیـد. امـا مـن بـه شما اطمینان می دهـم که بـا دهها پاسخ متفاوت

بمباران خواهید شد. چرا؟ به این خاطر که هر زنی عقیده متفاوتی از آنگونه که مرد رویـاهـایـش باید باشد

دارد. هرچند که بطور کلی شما در خواهید یافت که مردها می بـاید تعدادی خـصیصه مشترک را برای آنکه

یک مرد واقعی محسوب گردند دارا باشند.

  • استقلال مالی داشته باشید: یک ثروتمند بد جنس.
  • سلامت جسمانی داشته باشید: تا بتوانید فرزندانی قدرتمند همچون خودتان بوجود آورید.
  • با هوش باشید: بدانید چگونه وسایل گوناگونی راباید تعمیر کنید
  • مورد اعتماد و قابل اتکاء باشید:همواره بمنظور براوردن نیازهای وی در دسترس باشید
  • شخصیت مستحکم و با ثبات داشته باشید:به او نشان دهید که قادر هستید روی پاهای خودتان
  • بایستید.

معمولا هنگامیـکـه شـما اینگونه احساس کنید که فاقد حتی یکی از ویژگی های مذکور می باشید، اعتماد

 بنفس شما شروع به تنزل می کند چرا که احساس خواهید کرد که گویی از حداقل شرایط لازم و ضروری نیز

 برخوردار نیستید.

 

فرمول اقتدار

 

نگرش آرمانگرایانه به یک مرد پوچ و بی اساس میبـاشد. شمـار اندکی از مردها در عمل به آن شان و

درجه از شکوه و عظمت میان دیگر مردان نایل گشته اند. به هر صورت من میتوانم چند نکته راهبردی در

 رابطه با آنـکه چـگونـه یک مرد شکوهمند و با اقتدار باشید ارایه دهم. مردی که قادر باشد از میان پستی

بلنـدی هـای زندگی عبور کرده و در انتها نیز کماکان با صلابت از آن بیرون آید.

 

نکته1: نپذیرفتنی را بپذیرید     

 

                                                                    
  فرض می گـیـریـم شـمـا فردی 40 ساله هستید. موی سرتان کم پشت و در حال ریزش میباشد. شکمتان

نمایان گشته است . چیـن و چـروک صورتتان عمیق و نا زیبا هستند. شما اساسا احساس

مـی کـنـیـد انـسـانـی بی ارزش هستید. به نخستین تجلی گاه استرس یعنی همان خود انکاری قدم گذارده اید.

 

هنگامی که منکر شایستگی و استعدادهای بـالقوه خود جهت مبدل شدن به کسی یا چیزی فراتر و با اهمیت

تر از خویشتن کنونی خود می شوید، گـرفـتـار یـک چـرخه مخرب انزجار از خویشتن می گردید. بـه منظور

رهایی یـافتن از انـکار، بـاید شـروع بـه پـذیـرش مشکلات خود نموده و همچنین اهداف آینده تان را در ذهـن

مجسم کنـیـد. هـمـواره بـه خاطر داشته باشید شما قادر خواهید بود به درجات عالی و بزرگ دست یابید.

 

نکته 2: به غیر قابل اندیشیدن بیاندیشید    

                                                   
  با حفظ شخصیت فوق فرض میکنیم به شما (کم مو، چاق، میانسال) دائما گفتـه شـود که قادر نخواهید بود

 بهیچ چیزی در زندگی خود فائق آیید. افسوس، چه سـخن نـاگوار و دلخراشی برای شخصی است که تا پیش

 از این نیمی از عمرش را به پایان رسانیده است. به دومین تجلی گاه استرس یعنی انتقاد قدم گذارده اید.

شما خواهید گفت در 30 سال باقیمانده کسی قادر نخواهد بود کار زیادی انجام دهـد و یا به موفقیت چندانی

دست یابد؟ در اشـتـبـاه هـستـیـد. در طـول دوران کــاری خــود بـا اشخاصی دیدار کرده ام که تصمیم گرفتند

مجددا به دانشگاه بازگردند و رشتـه تحصیلی خود را به پایان برسانند، برای خودشان کسب و کـار مسـتقل

دست و پا کـنـنـد. آنـهـا از خطاها و اشتباهات خود درس گرفته و به جایگاه و منزلتی عالی در مـیـان

 اطـرافیانشان نایل گشته اند.

هیچگاه برای تعلیم و تربیت و کسب دانش و ادامه تحصیلات دیر نـمـی بـاشـد. مـی باید خارج از دایره متعارف

 بیاندیشید و شروع کنید به اندیشیدن به غیر قابل اندیشیدنها -که شما در واقع مردی هستید با فرصتهای

 بسیار زیاد پیش رویتان.تنها کاری که باید انجام دهید خلق و ایجاد درها و عبور از میان آنهاست.

نکته3: اهداف خود را تعیین کنید             

                                                     
  اکنون که خود را پذیرفته اید و شروع به آن کردید که همانند مردی با عظمت که میـتـواند شما باشید

بیاندیشید، مستلزم آن می بـاشیـد کـه تـدابـیـری را بـرای دسـت یـافتن به اهدافتان تدوین و تنظیم گردانید.

تعیین اهداف برای خودتـان شـاید بزرگترین و مهم ترین هدیه ای باشد که می تـوانـیـد به خود عطا کنید.

 با یادداشت کردن و مرور آنها در فواصل زمانی معین کار را شروع نمایید.

کاری که من مایل به انـجـام آن هسـتـم ایـن اسـت کـه ابـتـدا اهـداف بـلنـد مـدت خود را یادداشت کرده و سپـس

 به روی اهـداف کـوتاه مـدت پـیرامون دست یابی به اهداف بلند مدت متمرکز می شوم. این کار معمولا منجر

 به موفقیتهای واقع گرایانه میـگردد و هر بار که شما به یکی از اهدافتان دست یافتید،احساس خیلی بهتر و

خوشاینتری نسبت به خود خواهید داشت.

نکته4: غلبه بر موانع      

                                                                          
بی تردید به موانعی در راه رسیدن به اهدافتان برخورد خواهید کرد. مجددا مثل گذشتـه این مشکلات

را پذیرفته و آنها را پشت سر بگذارید و به راه خود ادامه دهید. وجود آنها را انکار نکنید زیرا تا آخر عمر

مکررا به سراغ شما خواهند آمد و دست بردار نخواهند بود.با عزم راسخ به جنگ تک تک مشکلات

خود رفته و سـرسـخـتـانه بـر هـدف خـود پـافشاری کنید.

نکته5: به گذشته ننگرید         

                                                                      
این احتمالا دشوارترین کاری است که باید انجامش دهید. بـما همواره گفته شده است که سپاسگزار توفیقات

 و نعمتهای زندگیمان باشیم اما برای انجام چنین کاری مجبور به تعمق در گذشته ناگوار خود می بـاشـیم. بـه

مجرد آنکه شروع به یادآوری گذشته کنید، ناکامی هـا و سختـی هـا دوباره مـراجت خـواهـید کرد. یه محض

آنکه به اهدافتان دست یافتید، لازم است به این که چه کسی هستید و چه کسی مایلید باشید، تمرکز کنید.

 

مطلب آخر

 یک بار شنیدم که مردی بزرگ سخنی زیبا گفت:"...بودن و شدن...."

این 5 نکته برای مـن بسیار حائز اهمیت می بـاشد چـرا که هـرگـاه احـسـاس می کـنـم اعتماد بنفسم دارد به

پایین ترین سطح خود تنزل میـابـد با خود می گویم که من خودم هستم و می خواهم فرد بهتر و کاملتری گـردم

 و چیزی بیش از آنچه هستم بشوم. من نیز این کلمات را به شما هدیه می دهم. آنها را در زندگی خود بکار

 بندید تا بـه هر آنچه آرزو دارید دست پیدا کنید.


نويسنده: نیکو مورخ: چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 در ساعت: 11:23 قبل از ظهر
|+|
چگونه دختران مجرد را تشخیص دهیم؟
دنـیــایی را تصـور کـنید کـه در آن هـمــه ی افراد مجرد روی
 
پـیـشانیـشان نوشته می شد و روی پیشانی افراد متاهل نیز
 
وضعیتشان را می نوشتند. آیا به نظرتان زندگی اینطور شـادتر نبود؟
 
مسلماً با این کار پیچیدگی زندگی کمتر می شد، مخـصوصـاً بـرای
 
 آن افرادی که پیوسته دنبال شخصي هستند تا به اندازه ی
 
خودشـان مشـتاق برای ادامه رابطه باشد.

بله، اینطـوری انتخاب ها در زندگی بسیار آسان تر میشد. اما حال
 
 که دنیا اینطوری نیست، ما باید با این واقعیت روبه رو شـویـم.
 
ایــنکه بدانیم سمت چه کسی برویم که دست رد بـه سیـنـه مـان
 
نـزنـد کـار دشـواری اســت، امـا باید یاد بگیریم.

کمی روی تکنیک های انتخاب همسر خودتان بیشتر دقت

کنید و حرکاتتان را مرور کنید. من به شما کمک می کنم که بتوانید
 
 افراد مجرد را از متاهل تشخیص داده و بفهمید چه زمان يك شخص
 
 آمادگی لازم را برای برقراری رابطه دارد.

چه کسی آمادگی لازم را دارد؟

متاسفانه ما در دنیایی زندگی نمی کنیم که مجرد یا متاهل بودن
 
افراد روی پیشانی هایشان حک شده باشد. تشخیص مجرد یا
 
متاهل بودن بسیار دشوار و نیازمند زمان است و با یک دیدار قطعی
 
 نمی شود.

به خاطر داشته باشید که یک راه معین برای تشخیص این مسئله
 
وجود ندارد. شما باید از ترفندها و راه های زیادی در این زمینه کمک
 
بگیرید.

حالات ظاهری زنان مجرد
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــ

به اطراف نگاه می کند: در مهمانی ها و کلوب ها زنان متاهل معمولاً
 
 علاقه ای به اینطرف و آنطرف نگاه کردن نداشته و به دنبال همراهی
 
 برای خود نمی گردند. اما دخترهای مجرد پیوسته مشغول نگاه
 
کردن به اطراف در جستجوی مردی برای همراهی هستند.

به شما نگاه می کند و لبخند می زند: نگاه کردن معمولاً جزء اولین
 
 علائم علاقه است. و اگر می بینید که زنی شما را عمیقاً نگاه
 
 می کند و لبخندی روی لبانش است، به این معنی است که
 
دوست دارد شما را هم امتحان کند. پس جلو بروید.

با مردها در مهمانی صحبت می کند: اگر می بینید که زنی با مردها
 
در فاصله های مختلف صحبت می کند، نشاندهنده ی این است که
 
طالب گفتگو است. جلو رفته و سر صحبت را باز کنید تا بیشتر در
 
مورد او بفهمید.

با سایر زوج ها با ناراحتی نگاه می کند: اگر از دور مشغول نگاه
 
کردن به او هستید و می بینید که با ناراحتی به سایر زوج ها نگاه
 
می کند، احتمالاً یاد زمان هایی افتاده است که خود نیز کسی را در
 
کنارش برای همراهی داشته است. اینجاست که شما باید وارد
 
عمل شوید.

حرکاتش به خوبی بیان می کند که مجرد است: زبان جسماني یک
 
 فرد خیلی چیزها می تواند در مورد او بازگو کند. مطمئناً اگر زنی
 
متاهل باشد موهای خود را افشان نمی کند و اینقدر به سادگی
 
سمت مردها نمي رود. اگر اینقدر شجاعت دارید که به او نزدیک
 
شوید، جلو رفته و ببینید که زبان جسماني او چه می گوید:

کسی که به صندلی تکیه داده و دست به سینه نشسته است:
 
"جلو نیا وگرنه با پاشنه ی کفشم می کوبم توی صورتت."

کسی که به آرامی بازو و پایش را لمس می کند: " بیا با هم صحبت
 
کنیم."
زياد صحبت ميكند: اگر مثلاً با یکی از زنان همکارتان شروع به صحبت
 
 می کنید، و در یکی از این گفتگوها به شما می گوید که سگی به
 
اسم جولي دارد، آشپزی زیاد می کند، هر هفته به باشگاه می رود،
 
 و به کلاس های هنری نیز می رود به این معنی است که مجرد
 
است و همه ی این کارها را برای مشغول نگاه داشتن خود انجام
 
می دهد.

معمولاً با دخترها برای گردش بیرون می رود: زنان متاهل اگرچه با
 
دوستان دحترشان هم بیرون می روند اما وقت زیادی را هم برای
 
بیرون رفتن با مردشان صرف می کنند. اگر می بینید که زنی فقط و
 
فقط با دخترها بیرون می رود نشان دهنده این است که مردی برای
 
 بیرون رفتن با خود ندارد.

با سایر مردها می رقصد: اگر می بینید که زنی در یک میهمانی با
 
مردهای متعدد و مختلفی می رقصد (و می دانید که با یک گروه
 
دختر به آن مهمانی آمده است) می تواند نشاندهنده ی این باشد
 
 که با مردی رابطه ندارد و در صدد برقراری ارتباط و شروع یک رابطه
 
 است.

رفتاری بسیار دوستانه دارد: تجربه نشان می دهد که زنان متاهل در
 
 مقایسه با زنان مجرد رفتاری کمتر دوستانه با سایر مردها دارند.
 
وقتی می بینید که زنی با همه مردها بسیار دوستانه و مهربانانه
 
 برخورد می کند، احتمال این وجود دارد که مجرد باشد.

خودتان بفهمید...
ـــــــــــــــــــــــــ
اگر فرد خاصی را در ذهن خود دارید، لزومی ندارد که همه ی این
 
نکات را تند تند در مورد او امتحان کنید تا بفهمید که مجرد است یا
 
خیر. می توانید این مسئله را خودتان به راحتی با نزدیک شدن به او
 
و درخواست شماره تلفنش متوجه شوید. ممکن است بگوید که
 
دوست پسر دارد، اما شما باید تلاشتان را بکنید.

اگر چنین چیزی گفت می توانید از او بپرسید که دوست پسرش
 
 چطور به او اجازه می دهد که تنها بیرون برود و با عکس العمل او
 
می توانید پی به راست یا دروغ بودن حرفش ببرید.

در مواجه با یکی از همکاران این کار سختی است. چون نمی توانید
 
 مستقیماً جلو رفته و بپرسید دوست پسر دارد یا نه. برای چنین
 
افرادی می توانید از همان راه هایی که قبلاً ذکر شد استفاده کرده
 
و از حرکاتش پی به قضیه ببرید.

پس اگر دیدید که همه ی علائم در مورد او نشاندهنده ی این بود که
 
مجرد است، همه علاقه و اشتیاق و توان خود را جمع کرده و به
 
سمتش بروید. اگر شما را رد کرد، ناراحت نشوید و فکر کنید که
 
 متاهل بوده است. زنان دیگری هم برای انتخاب کردن هستند.

نويسنده: نیکو مورخ: چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 در ساعت: 11:22 قبل از ظهر
|+|
چغدر اغتماد به نفس دارم
با نوشتن بلى يا خير موافقت خود را در باره ى هر يك از جملات زير بيان كنيد.
 
1- با اعتماد به نفس تمام مى توانم از نكات مثبت ديگران تعريف و تمجيد كنم.
 
2- اگر فردى خارج از نوبت داخل صف شود، مى توانم با خونسردى به او بگويم كه اول

 نوبت من است و بايد نوبت را رعايت كند.
 
3- از اين كه فروشنده اى به ديگران بيش از من توجه كند عصبانى مى شوم.
 
4- حدود يك ماهى است كه همكارم مبلغى به من بدهكار است ولى از يادآورى كردن به او

 خوددارى مى كنم.
 
5- در صورتى كه ديگران درباره ى موضوعى با من مخالفت كنند، من باز هم مى توانم از

 عقيده ام دفاع كنم و هم چنان موضع خود را حفظ كنم.
 
6- بيش تر از ساير افراد در بحث ها و گفت و گو ها مشاركت مى كنم.
 
7- هر وقت كه بخواهم مى توانم به گفت و گوى تلفنى ام پايان دهم.
 
8- بعد از اين كه با ديگران درباره ى موضوعى صحبت مى كنم، دائماً به آن چه گفته ام

فكر مى كنم.
 
9- به راحتى در رابطه برقرار كردن با كسى كه نمى شناسم پيش قدم مى شوم.
 
10- اگر همه چيز بر وفق مراد نباشد، سريع عصبانى مى شوم و از لفظ "لعنتى" استفاده

 مى كنم.
 
# حال پاسخ هاى بلى يا خير خود را جمع كنيد. چنانچه به 8 سؤال يا بيش تر پاسخ بلى

 داده باشيد، اعتماد به نفس بالايى داريد. در غير اين صورت بهتر است در بالا بردن اعتماد

 به نفس خود تلاش بيش ترى به خرج دهيد.
 
براى زدن تست هاى ديگر خود شناسى به سايت تفريحى كلوپ هم صحبت مراجعه كنيد.


 


نويسنده: نیکو مورخ: چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 در ساعت: 11:21 قبل از ظهر
|+|
BODY LANGUAGE
این تکنیک نشات گرفته از زبان جسماني افراد است و عبارت است از يك سري اعمال بخـصـوص بـدن كه

انسان ناخودآگاه در شرايط و موقعيتهاي گوناگون از قبيل هيجان، استرس، دروغـگويي، ترس، ابراز علاقه

 و غيره از خود نشان ميدهد. علوم زبان جسماني در سالهاي اخير پيشرفت زيادي نموده و داراي شاخه هاي

 متنوع گرديده است. در اين تاپيك چكيده اي از اين علم را بيان ميداريم تا بوسيله آن بتوانيد بهتر متوجه

 حقايق افراد مختلف شويد.


چشمها


سطح چشمها: در يك گـروه، مـعمـولا فـردي كـه سطح ديـد چشمانش از سايرين بالاتر است

 رهبر محسوب ميگردد. هنگامي كه شما ايـستـاده باشيد و ديگران نشسته قطعا شما را در

 موضع قدرت قرار ميدهد.

مالش چشم: زماني كه فردي چشمش را با انگشت اشاره مالش مي دهـد نـشـانـگر فريب و

 نيرنگ مي باشد. از آنجايي كه فرد ميـخواهد تماس ديداري را قطع كند بهانه اي بدست

مي آورد كه به اين طرف و آن طرف نگاه كند. ايـن حـركت غير ارادي يـك افــشـاگر حسابي

 است كه فرد دارد دروغ مي گويد.

چشم برگرداندن: اين معمولا يك علامت مسلم از نيرنگ، گناه و دروغگويي است.

 

چشمان بسته: هرگاه چشمان يك فرد براي لحظه اي طولاني تـر از چـشم بر هم زدن متعارف

 بسته و ابروها نيز برخاسته شود پيـام چنـيـن اسـت: "بـه حرف زدن خود خاتمه بده."

حركت چشم به سمت بالا: اين نشانه غضب و عصبانيت است.

نگاه مختصر به اطراف: اين ژستي خـجـالت گـونه و عشوه گرانه است. فرد جسورانه خيره

 ميشود در حاليكه سرش را پايين انداخته و به سمت مخالف كج ميكند. اشـاره بـر كمرويي

بي باكانه دارد.

نگاه ممتد: اين بي ترديد يك نشانه گرايش جنسي است. شخصي كه تماس چشمي برقرار

 مي كند، چشم برگردانده، سپس مجددا به چشمان شما نگاه مي كند ميـگويـد: "مايلم با شما

 بيشتر آشنا شوم"

نگاه خيره شديد: اين نشانه خلق تهاجمي، سلطه جويانه و تهديد آميز است.

نگاه به بالا و پايين: هنگامي كه آقايي نگاهش را به سر تا پاي يك خانم مياندازد به او

 مي فهماند كه به اندام فيزيكي وي علاقه مند است.

چشمك: چشمك يك علامت غـرض آلود است. نـشانـگر آن اسـت كـه رمز و رازي ميـان

فردي كه چشمك ميزند و فردي كه به او چشمك زده مي شود برقرار است.

بالا انداختن همزمان دو ابرو: در ميان يك اتاق شلوغ، مفهوم آن كاملا واضح و روشن

است: مايلم با شما ملاقات كنم.

بالا انداختن يك ابرو: زماني كه يك ابرو بالا انداخته ميشود در حالي كه ابرو ديگر پايين

باقي ميماند مفهومش اين است: حرف شما را باور نميكنم.

ابروهاي گره خورده: زماني كه هر دو ابرو به سمت همديگر كشيده ميشود باعث پديد

آمدن شيار بين آن دو مي شـود كه دلالت بر اضطـراب، درد، تـرس و يـا آمـيـزه اي از ايــن

 هيجانات دارد.

پوشاندن صورت: زماني كه دست بر روي صورت مي آيد مـفـهومش چنين است: شوكه

شده ام. اين ژست بين فرد و موقعيت مزاحم و مـتـجاوز فاصله مي اندازد.

 

بيني

لمس بيني: هنگامي كه دست فردي در زمان مـحاوره با بـيـنـي اش تـماس پـيـدا كند،

نشانگر آن است كه فرد موضوعي را كتمان ميكند. فردي كـه اين حركت را انجام ميدهد

معمولا از آن نا آگاه است ظاهر وي ممكن است آرام به نظر برسد اما باطن فرد پريـشان و

آشفته است. روانشناسان معتقدند دسـت زدن به بـيـنـي يـك حـركـت غـيـر ارادي بـراي

پوشاندن دهان و كتمان دروغ مي باشد. دستها به بـيني انـتقال مي يابند تا حقيقت را پنهان

 كنند.

فراخ كردن بيني: خشم، غضب و عصبانيت.

حركت بيني به سمت بالا: وقـتي بيني با كج كردن سر به عقب به سمت بالا ميرود پيام

روشن است. فرد ميگويد: "من برتر هستم، من بهتر از شما هستم"

گرفتن بيني: چيزي فاسد شده است.

پيچيدن بيني: پيچ خوردگي بيني به يك سو نشانگر نفرت و بـيـزاري و طرد مي بـاشد.

چين و چروك بيني: وقتـي عـضلات اطراف بيني منقبض ميـشوند چيـن و چروك ما بين

چشمها پديد مي آيد، افشا كننده تنفر و انزجار است - از يك طرد ملايم تا تنفر شديد.

دهان

خنده زوركي: اين نيشخند كنترل شده تا چشمها گسترش نمي يابد.

دهان كجي: گوشه لبها را مانند پوزخند به عقب برده و دندانها را نمايان ميگرداند.

تبسم با دهان گشوده: دندانهاي بالا نمايان شده و بـه شـخـصـي كـه بـا شـما گفتگو ميكند

 مي فهماند كه مايل هستيد بيشتر با او آشنا شويد.

تبسم با لبان بسته: اين لبخند تنها براي اداي احترام و ادب و نزاكت است.

در هم كشيدن لبها: هرگاه فردي لبهايش را در هم كشيد به مفهوم آن است كه طرف مقابلش

 را جذاب و دلربا يافته.

لبهاي سفت و جمع شده: دال برتنش و عدم پذيرش است.

جويدن لبها: وقتي فردي لب پايين خود را جويده و سرش را تكان ميدهد نشانگر خشم فرد

است.

تماس با لب 1: هرگاه انگشت اشاره بطور عمودي براي لحظه اي به طرف بالا آيد ميگويد:

 ساكت باش.

تماس با لب 2: ولي هرگاه انگشت اشاره به لب پايين تماس پيدا كند و دهـان انـدكـي باز

شود مفهومش چنين است: "مي خواهم با شما صحبت كنم"


سر


سر تكان دادن (بالا و پايين): كمك ميكند ديگران آرامش بيابند و نـشانگر توافق است.

سر تكان دادن(چپ و راست): تكان دادن ســر از يك سو به سوي ديگر دال بر مخالفت و

بي علاقگي است.

تكيه دادن چانه: گذاشتن دستها زير چانه مي گويد: "من حوصـله ام سـر رفـتـه". فرد ممكن

است بخواهد خود را مشتاق جلوه دهد اما پيام واقعي آن چنين است: "من قادر نيستم روي

سخن شما تمركز كنم"

مالش گردن: مالش گردن ترديد را در مورد مـوضـوع گفته شده و يا شنيده شده آشكار

 مي سازد. اين ژست معمولا توسط انگشت اشاره روي كنار گردن درست زير گوش پديد

مي آيد.

نوازش چانه: اين علامت نويد دهنده نـشانگر آن است كه توجه شنونده با دقت كامل و

مشتاقانه به تك تك واژه هايي است كه شما مي گوييد. اين حركتي متفكرانه است كه معمولا

 توسط مردي كه ريش ندارد انجام مي شود.

مالش چانه: اين ژست اندكي متـفاوت بـوده و تـوسط حركت انگشت اشاره بر سراسر پايين

 چانه انجام ميگيرد و ميتواند نشانگر آن باشد كه شنونده حرف شما را باور ندارد.

خميازه كشيدن: خواب آلودگي تنها علت خميازه نمي باشد بلكه "خميازه اجتماعي" نيز

وجود دارد. خميازه اي كه در يك موقعيت استرس زاي خفيف پديد مي آيد. هنگاميكه مردد

 هستيد چه كاري ميخواهيد انجام دهيد خميازه روشي است براي خريدن زمان.

 

دست ها (از مچ تا سر انگشتان)

دست دادن محكم: فردي كه دستش را دراز كرده و سـپـس دسـتـانـش را بـه طـريقي

 مي چرخاند كه دستش بالا و كف دستش پايين قرار مي گيـرد، سـعي در توفق و برتري

جويي دارد. اين نوع دست دادن اغـلب اوقـات در مـوقـعـيـت هـاي سيـاسي و ديپلماتيك

كاربرد دارد.

دست دادن بسيار محكم: نشانگر شور و اشـتياق و سلطـه گـري اسـت. بـي تـرديــد ميتوان

فهميد چه كسي اينجا فرمان ميدهد.

دست دادن شل: فردي كه تـنـها انگشتان دستـش را دراز ميكند و يا دستهايش مانند ماهي

 شل است، مي گويد: مايل نيستم به مـن دسـت بزنيد، من صميميت را دوست ندارم.

 همچنين آن نشانه ضعف، انقياد و مطيع و تسليم بودن نيز ميباشد. هر گاه آقايي در يك

موقعيت كاري از اين دست دادن استفاده ميكند امكان دارد چنين برساند كه قصد دارد

مخفيانه اعمال نفوذ در موقعيت نمايد.

دست دادن با هر دو دست: هرگاه از دست چپ براي در برگرفتن و پوشاندن دستهاي

فشرده شده استفاده گردد، دست دادن دستكش وار ناميده شده و راستي و صميميت زياد

را مي رساند مانند يك در آغوش گرفتن كوچك و ظريف.

حركت انگشت: ضربه آهسته، مضراب زدن و يا ريتم يكنواختي را با انگشتان نواختن،

دلالت بر بي تابي و ناشكيبايي دارد. يك حركت نمادين گريز ميباشد. انگشتان عمل راه رفتن

 را گرچه بدن بي حركت است انجام ميدهند.

دستهاي پـنهان: اين ژست مرموز و آب زير كاهانه است. فرد ميگويد: مايل به گفتگو با

شما نميباشم. خصوصا در مورد دستهايي كه عميقا در جيــب ها فرو شده باشد جايي كه

براي تماس و گرفتن دست و يا هر گونه رابطه صميمانه وجود نخواهد داشت.

دستها به روي زانو: وقتي كف دستها بـه طـرف بـالا بـاشـد، شـخص گـشـاده رو و پـذيـرا

 مي باشد. وقتي كف دستها پايين باشـد مـمكـن اسـت پـاي فـريبكاري و تعرض در ميان

باشد.

مناره كردن انگشتان: هنگامي كه فردي انگشتان خود را به هم فشرده و چـانـه و دهان را

روي سر انگشتان قرار ميدهد نـشانگر تفكر عـمـيق است. مانند زماني كه شخص به اميد

شنيدن جواب مي باشد. همچنين حايلي اسـت بـراي مـحـافـظـت كـردن از قفسه سينه، پايين

 صورت و دهان.

مشت پوشيده شده با دست باز: فـرد در ايـن حـالت خشـمگين است اما مي كوشد كه آرام

 بماند. به اصطلاح خود را كنترل كند.اما مراقب اين فرد باشيد چون امكان دارد هر

موضوع كوچكي منجر به آن گردد كه كنترلش را از دست بدهد.

پرتاب دست: شـخصـي كـه مـي خـواهـد عـقايدش را به اجبار تحميل كند ممكن است دستش

 را بطرف شنونده و جلو پرتاب كند. درحالت پرخاشگرانه خفيفتر تنها از انگشتان استفاده

ميگردد.

قلاب كردن دستها پشت سر: اين يك ژست متكبرانه ميباشد. خصوصا زماني كه فرد به عقب

 تكيه داده باشد. او ميگويد: من آنقدر بر شما سلطه دارم كه نياز به دفاع كردن از خودم

ندارم.

بازي كردن با حلقه ازدواج: اين علامت عصبي بودن و نـشـانگر آن است كه مشكلي در

ارتباط وجود دارد. خصوصا زماني كه فرد همزمان در مـورد هـمسـرش در حـال صحبت

 كردن ميباشد.

تكان بيقرار دستها: اين تلاش بدن براي رهايي مي باشد. هـورمـون آدرنـاليـن در حال

ترشح شدن است اما فرد نمي داند چگونه رهايي يابد. كلـنـجار رفـتـن بـا سـر آسـتـيـن

پيراهن و يا جواهر آلات روي مچ به ديگران ميـگويد كه: شما احتيـاج بـه تـوجـه داريـد.

در كـافه ايـن عمل جايز و مناسب است اما در جلسات كاري منحرف كننده و موجب حواس

پرتي ميگردد.

دست زدن به كراوات: اين رفتار مردانه مي گويد:مي خواهم تاثير خوبي از خودم بجا

بگذارم. اين روش اوست كه مي خواهـد بـه شـما بـفـهــماند شديدا" در تـلاش اسـت تـا

خوشنودتان سازد.

دست كشيدن در ميان موها: وقتي افراد نمي دانـنـد چه چيز بايد بگويند اغلب اوقات

دستشان را ميان موها مي كشند. نـاظـري كه قـادر است زبان بدن را متوجه شود آگاه است

 كه فرد در مورد كاري كه مي خواهد انجام دهد و يا چيزي كه ميخواهد بگويد ترديد دارد.


دستها(تمام دست)

خم كردن بازوها: اين كار ميگويد: "من پر زور و نيـرومند هستم." بالا آوردن يـك بازو نيز

 راهي براي جلب توجه ميبـاشد. هر دو دسـت را بـجلو دراز كردن ژست خوش آمد گويي

ميباشد.

دستها به پشت: وقتي دستها به پشت كمر قلاب ميگردند مفهومش اين است كه فرد

 وضعيت را تحت كنترل خود دارد. ميگويد: "من راحت هستم" مشابه حركتي كه سربازان

زماني كه در حالت خبردار نيستند به خود ميگيرند.

دستها به جلو: هنگامي كه ما مضطرب مي باشيم تمايل به نگاه داشتن دستهـاي خود در

 جلوي بدن خود داريم تا بتوانيم يك سد حفاظتي ايجاد گردانيم.

دستهاي قلاب شده: بر خـلاف دسـت به سـينه بودن كه دستها بطور متقاطع به روي سينه

 قرار ميگيرند، اين ژست در افرادي مشاهده ميشود كه در شرايط اضـطراب آمـيزي قرار

دارند. در واقع چنين به نظر مي آيد براي حفظ جانشان به خودشان دست آويخته اند.

دستهاي تا شده: زمانيكه دستها مقابل بدن همديگر را قطع ميكنند، مـعـمـولا نشانگر

وضعيت تدافعي ميباشد. فرد ميگويد: من تمايل ندارم به هرچيزي كه با عقايدم در تضـاد

مي باشد گـوش دهـم. اغـلب مردم از مانعي كه اين طرز ايستادن پديد مي آورد آگاهي

ندارند. اما بـي تـرديـد بـراي سـد كـردن هـر گونه تعدي و مزاحـمت بكار گرفته مي شـود.

خصوصا وقتي كه لبهاي درهم و اخم نيز با آن همراه گردد.

دراز كردن دست : زماني كه يك مرد نشسته و دست خود را دراز كرده، او ميـگويد: "من

اينجا را تحت كنترل خود دارم". اما اگر يك زن اين كا را انجام دهد، مـردها معمولا اينگونه

مي پندارند كه او از حد و حدود خود تجاوز كرده است. هر چنـد زمـانـي كه تنها يك دست

 را روي صندلي مجاور قرار ميدهد ميگويد: "ميخواهم مانند شما(مردها) باشم"

دست به كمر بودن: دستها دو طرف كمر به طوري كه آرنج به طرف خارج بدن قرار

مـيـگيرد فرد ميگويد: از من فاصله بگير. اين يك عمل نا آگاهانه مي باشد كه مـا هـرگاه

 احساس جامعه ستيزي داشته باشيم و يا در محل پر ازدحامي قرار داريم و تـمايـل نداريم

ديگران نزديك به ما شوند اعمال ميكنيم.

شانه بالا انداختن: شانه ها بر آمده گشته و كف دستها به سمت خارج ميچرخنـد. پيام

روشن و واضح مي باشد: من شما را نمي شناسم . و يا من نمي تـوانم به شما كمك كنم.

دلالت بر احساس درماندگي فردي است كه اين ژست را به خود ميگيرد.
 

 

پاها

تكان دادن پاها: وقتي فردي طوري نشسته كه يك پا را روي پـاي ديـگر انـداخته و يك پا را

در هوا تكان مي دهد پيام اين است: من حوصله ام سـر رفته. حـركات نـشـانـگر گـريز است

 اگرچه بدن فرد ساكن و بدون حركت مي باشد.

انداختن پاها روي هم در ناحيه زانو: اين حالت متداول بطور يـكسان در مردان و زنان رايج

 مي باشد. مفهومش اين است كه: من بـسـيار آسـوده خاطر هستم.

قوزك پا روي زانو: اين معمولا عملي مردانه مي باشد. ميگويد: من قاطعانه از حقوقم دفاع

 مي كنـم اما بـا آرامـش هسـتم. اين همان ژست اصيل "پا روي پا اندازي كابويي" است.

انداختن پا روي هم در ناحيه قوزك: اين ژسـت در مـردها بيش از زن ها مورد استفاده قرار

 مي گيرد. مي گويد: "من مودبانه در آرامش هستم."

به هم پيچيدن پاها: اين ژست در خانمها رايج مي باشد. زن پاهايش را به هم مي پيچانـد

طوري كه يك پايش را به پشت قوزك پاي ديگرش قلاب ميكند. مردها انجام دادن اين كار را

دشوار مي پندارند. بـه هم فشردگي اين حالت برداشت " در آغوشگيري" و نوعي تمايل

جنسي را در ذهن تداعي مي سازد.

قفل كردن پاها: اين نيز نمونه اي از ژست زنانه ميباشد. او در حالي كه ايستاده يك پا را به

پشت پاي ديگر قفل مي كند. اين عمل معمولا به مفهوم آن است كه فرد عصبي و ناراحت

 مي باشد.


وضعيت اندامي


نشستن: افرادي كه ولو و تن پرورانه مي نشنيند را مي شناسيد؟ آنها پـاهـايـشـان را باز

 نموده و دستهايشان به پشت صندلي مجاور مي اندازد و به همه اعلام مي كنند كه در آنجا

 حضور دارند و تمام مكان را به اشغال خود در آورده اند.

پاها بروي هم در ناحيه ران: اين يك نمونه از حركات مردانه مي بـاشـد كـه ضـمنـا در زناني

 كه شلوار به پا ميـكنند ديـده ميشود. اين وضع و برخورد، خيره سري و لجاجت را

ميرساند. و مفهومش اين است كه: "مـن عقيده ام را تغيير نخواهم داد پس به خودتان

زحمت ندهيد".

در آغوش گرفتن پاها: زن ها بيشتر اين عمل را انجام مي دهند. اغـلـب اوقـات بـه روي

صندلي و يا نيمكت مي نشينند و خودشان را مثل يك توپ فشرده، جمع و حلقه كرده و

پاهايشان را در آغوش مي گيرند. هر چند كه اين رفتار خود-شيفته ايـنطور به نظر مي آيد

 كه زن خود را بداخل ميكشاند اما او در واقع به دنبال يك ملاقات و رويارويي رمانتيك

است.

روي لبه صندلي: هرگاه فردي روي لبه دسته صندلي بنشيند شما مي توانيد اينگونه

برداشت كنيد كه فرد گوش به زنگ، مـصـمـم و مشتاق به در مـيـان گـذاشـتـن عـقـايـد و

 احساسات خود ميباشد. هر چند كه با عقايد شما كاملا در مغايرت باشند.

قلاب كردن زانو ها: هنگامي كه فردي به جلـو خـم شده و زانـوها را قلاب مي كـنـد ايـن

علامت هـشـدار دهـنـده اي بـراي شـما مـي بـاشـد كه ســريع تر صحبت كنيد. شنونده در

 آستانه پريدن از جاي خود و رفتن است.

صاف نشستن: مصمم، مصر و با پشتكار پيام افرادي است كه اينگونه مي نـشـيـنـنـد.

 رسيدن به ظاهرشان برايشان اهميت دارد و حاظر هستند همه چيز را به منظور رسيدن به

 اهدافشان قرباني كنند.

خم شدن به عقب: آنان به صندلي كج كن ها نيز مشهور ميباشند. اين افراد ماجراجو و

 شيطنت كار هستند و ميل به ريسك كردن دارند. مانند واژگون شدن از عقب كه برخي

اوقات نيز روي ميدهد.

خم شدن به جلو: نشستن در اين وضع نشانه علاقه وافر شنونده ميباشد. مي گويد: "توجه

من به شماست". وقتي اين اتفاق ميافتد گوينده معمولا به عقب خم ميشود كه بيانگر آن

است كه گوينده مسلط بر كارش ميباشد.

به جلو خميده شدن: هنگامي كه فرد روي صندلي به جـلو خـميـده شـده بـاشـد ممكن است

معذب به نظر آيد. اما عكس آن صادق مي باشد. اين حالت غير رسمي و خودماني بيانگر

اعتماد به نفس در تمام عرصه هاي اجتماعي ميباشد.

هر دو پا بروي زمين: افرادي كه اينگونه مي نشينند، واقع بـيـن، مـستقل، عمل گرا و منظم

 هستند. آنها مايلند شما آگاه باشيد كه وضعيت را تحت كنترل خود دارند. پيام اين گروه

چنين است: " اطراف من مراقب حركاتت باش، من جدي هستم."

ميان دو پا قرار دادن صندلي: چرخـانـدن صـنـدلـي و نـشستن روي آن همچون سوار شدن

 بروي اسب يك نمونه مشخص از رفتار مردانه است. نـشانگر يك فرد حكم كننده و سلطه

جو ميباشد. وقـتي كه يك زن اين ژست را به خود ميگيرد ميگويد: "ميخواهم مانند مردان

 باشم".


 

بدن



راست قامت ايستادن: حالت ايستادن افراشته ميگويد شما انسان با اعتماد به نفس، صادق و

 موفقي هستيد. حتـي اگـر كـوتـاه قـد باشيد، گرفتن يك ژست مطمئن و بي پروا شما را پر

ابهت نشان خواهد داد.

گامهاي كوتاه-بلند: استفاده از تمام طول پا در هنگام راه رفتن، گامهاي بلند برداشتن و

كمر را راست و سر را بالا نگاه داشتن بيانگر يك حالت مطمئن و با صراحت مي باشد.

برعكس گام هاي ريز و با شانه هاي قوز كرده فرد را ترسو و آسيب پذير مينمايد.

احوالپرسي دوستانه: با اندك بالا آوردن ابرو زمانيكـه بـراي نـخستين بار شخصي را ملاقات

 مي كنيد، شما را علاقه مند، با نشاط و هوشيار مي نمايد.

رويارويي نزديك: هر فردي مجاز و نيازمند مقدار معيني حـريـم شـخـصـي در پـيـرامـون

خودش ميباشد. معمولا آن حريم شخصي 180-90 سانتيمتري شمـا امـتـداد مـي يـابد.

محدوده صميمي و خودماني 50 سانتيمتر امتداد دارد. زمانيكه فردي خيلي نزديك به جلو

 مي آيد منجر به مزاحمت و ناراحتي مي گـردد. اين يـك عـمل تـجاوز كارانه مي باشد كه

مرزها و حدود ديگران را رعايت نكرده و احترامي براي آنها قائل نمي باشد. اين طرز

رفتار مي تواند سبـب شود تا يـك فـرد مـنـفعـل و بي اراده، احساس آسيب پذيري كرده و

حالت تدافعي به خود گيرد. تا زماني كه از شما در خواست نشده عقب بمانيد.

بي رغبتي: اگر ميخواهيد برتر از ديگران جلوه كنيد، پشت به ديوار تكيه زده و دست به

سينه بايستيد. پيام روشن است: "مزاحم نشويد."

گرفتن گردن: هنگاميكـه دسـت بـه طرف بالا تاب خورده و خودش را به پشت گردن قلاب

مي كند نشانه خشم مي باشد. در دوران بدوي اين ژست به ضربت سختي بر سر فرد مقابل

 منجر مي گشت. اما در جامعه متمدن ميبايد از اين عمل اجتنـاب ورزيـد. افراديكه زبان بدن

 را متوجه ميشوند از توانمندي اين عمل آگاه هستند.

بي قراري(وول خوردن): در موقعيت اجـتمـاعي هرگاه با پول خرد داخل جيبتان بازي كنيد

 و صداي جيرينگ جيرينگ آن را درآورده يا با موها و يا لباستان كلنجار رويـد، علامت

 واضحي است كه شما عصبي، بي قرار و هيجان زده مي بـاشـيـد. بـراي گـذاشتن تاثير

 خوب بر روي ديگران سعي كنيد اين حركات تهييج آميز و بيتاب گونه را در خود فرو

 نشانيد.

كشيدن شلوار: اين عمل در مردان بيش از زنان انجام ميشود. چون مردها هستند كه اغلب

 اوقات شلوار به تن مي كنند. پارچه شلوار يك پا به نشانه نـابـاوري بـه بــالا كشيده

ميشود. مانند اين ميماند كه پايش را روي يك چيز ناخوشايند گـذاشـته و ميكوشد آن را از

روي شلوارش بتكاند.

به ديوار تكيه زدن: زمانيكه شما به ديوار و يا درب ورودي با آرامش خاطر بسيار، تـكيه

 مي دهيد، به ديگران مي گوييد كه بمانند. اين روشـي اسـت براي طولاني كردن گفتگو

خصوصا وقتي كه در موقعيتهاي اجتماعي قرار داريد.

ارتباط نزديك: دو فرديكه با هم گفتگو كرده و همديگر را در يك جايگاه و همسو مييابند،

انس و علاقه متقابل را نمايان ميكند. افراديكه براي مدت زمان مديدي با يكديگر بوده اند

حركات يكديگر را تـقـلـيـد و تـكرار كـرده و حـتـي كلمات و الفاظ يكساني را همزمان بيان

ميكنند.

نزاع: هنگامي است كه دو فرد رو در روي هم، اما برخـلاف مـورد قـبلـي مي ايستند كه

بيانگر خشونت و تند خويي شديد ميباشد. در شرايط عادي هر دو فرد در هنگام صحبت

 كردن اندكي از يكديگر فاصله ميگرند. امـا هرگاه بخواهند با يكديگر زورآزمايي و نزاع

كنند خود را در حالت بيني به بيني قرار ميدهند كه تقابل بسيار خطرناكي است.

تعظيم كردن: اين ژست اداي احترام دنياي كهن، ديگر كاربردي جـز در محافل ديپلماتيك و

موقعيت هاي رسمي ندارد. هر چند كه در زمانهاي گذشته بـه عنوان اداي احـترام و درود

فرستاندن متعارف بكار مي رفته است، اما اكنـون در اغـلـب اوقـات تـوسـط هـنرمـندان و

مجريان بر روي سن مورد استفاده قرار ميگيرد

 


نويسنده: نیکو مورخ: چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 در ساعت: 11:21 قبل از ظهر
|+|
رازهایی برای دوستی

 برای هر روز از ماه, گفتاری كوتاه پيشنهاد شده است.روز را در ساعت مناسبی آغاز كنيد. گفتار را چند بار تكرار كنيد.

دفعه اول با صدای بلند بعد آرام تر, بعد به صورت يك زمزمه و سپس در فكرتان تكرار كنيد.

با هر بار تكرار , بگذاريد كلمات با عمق بيشتری جذب ضمير نا خود آگاه تان شود.

به تديج مفهوم كاملی از اين گفتارها به دست خواهيد آورد كه اگر بخواهيد آنها را طی يك دوره ياد بگيريد در

 پايان حقايق ارائه شده با شما يكی خواهد شد.

آن صفحه ای كه گفتار روزتان هست طی روز باز كنيد در هر فرصت آن را مرور كنيد.

حتی المقدور آن گفتار را با شرايط واقعی زندگی تان تطبيق دهيد.شب قبل از خواب چند بار ديگر گفتارتان را

 مرور كنيد.

سعی كنيد اثرات مثبت را در تمام وجودتان جذب كنيدو بگذاريد با ضمير آگاهتان يكی شود.



روز اول

راز دوستی در تفاوت قائل شدن میان دوستان است . صداقت را به چاپلوسی و صمیمیت را به لبخندهای

 تصنعی ترجیح بده.



روز دوم

راز دوستی آن است که برای یافتن دوستان صمیمی باید اول خودت یک دوست باشی.



روز سوم

راز دوستی در توقع نداشتن از دیگری است نسبت به دیگران آزاده رفتار کن



روز چهارم

راز دوستی در قسمت کردن شادی ها با دیگران است.



روز پنجم

راز دوستی در این است که بیشتر گوش کنی تا دیگران را وادار به شنیدن کنی.



روز ششم

راز دوستی در این است که در خوشبختی دیگران نه فقط با حرف بلکه با عمل سهیم باشی.



روز هفتم

راز دوستی در دوست داشتن بی قید و شرط دیگران است



روز هشتم

راز دوستی در این است که دوستانت را تحسین کنی بی آنکه بدانند چه احساسی نسبت به آنها دارید.



روز نهم

راز دوستی در این است که دوستانت را همان طور که هستند بپذیری و سعی نکنی آنها را به دلخواه خودت

 باز آفرینی کنی.



روز دهم

راز دوستی ار این است که حالات خوب و بد خود را به دیگران تحمیل نکنی, اما به آنها فرصت دهی که

 احساس خود را بیان کنند.



روز یازدهم

راز دوستی در این است که نیاز های دیگران را مقدم بر نیاز های خودت بدانی



روز دوازدهم

راز دوستی در این است که هرگز اشتیاق دوستانت را نسبت به مسائل مختلف تحقیر نکنی



روز سیزدهم

راز دوستی در محترم شمردن است. به حقوق و دیدگاه های دوستت احترام بگذار



روز چهاردهم

راز دوستی در این است که تغییر حالات خود را با خوشرویی و حسن نیت بپذیری



روز پانزدهم

راز دوستی در این است که محبت را نه تنها با کلام بلکه با نگاه و لحن صدا نیز ابراز کنی.



روز شانزدهم

راز دوستی در این است که دوستان را در آرزوها و اهدافت سهیم کنی, نه این که فقط با آنها وقت بگذرانی



روز هفدهم

راز دوستی در این است که هنگام صحبت با دوستان حواست کاملا جمع آنها باشد.



روز هجدهم

راز دوستی در این است که همواره افکار مثبت در سر داشته باشی. خصوصا هنگام بروز سوء تفاهمات.

روز نوزدهم

راز دوستی در این است که هرگز دوستانت را قضاوت نکنی بلکه همواره نکات مثبت آنها را ببینی.



روز بیستم

راز دوستی در این است که دائما دیگران را سرزنش نکنی بلکه مزایای مثبت کار درست را صادقانه بیان

 کنی.



روز بیست و یکم

راز دوستی در این است که از سعادت دوستان شاد باشی و هرگز وضعیت خود را با بدبینی با وضعیت آنها

 مقایسه نکنی.



روز بیست و دوم

راز دوستی در این است که در غم و ناراحتی دوستانت شریک باشی و به آنها دلگرمی بدهی

نه این که به آنها دلگرمی بدهی نه این که با ابراز احساسات نادروست ناراحتی شان را تشدید کنی.



روز بیست و سوم

راز دوستی در این است که حامی حقوق دوستت باشی حتی اگر ناچار شوی به اشتباه خود اعتراف کنی.



روز بیست و چهارم

راز دوستی در معتمد بودن است. روی حرفت بایست به قولت عمل کن و به تعهدت پایبند باش.



روز بیست و پنجم

راز دوستی در این است که در معاشرت با جمع رشد کنی و آگاهی ات را افزایش دهی



روز بیست و ششم

راز دوستی در این است که روابط خود با دوستانت را به روابطی استثنایی تبدیل کنی.



روز بیست و هفتم

راز دوستی در صدر قرار دادن عشق خداوند است



روز بیست و هشتم

راز دوستی در این است که با موهبت دوستی عشق به خداوند را در خودت ایجاد کنی.



روز بیست و نهم

راز دوستی در این است که به تنش های موجود در رابطه ات بها ندهی و دست به کاری بزنی که موجب

 

تقویت دوستی شود.



روز سی ام

راز دوستی در صمیمیت است. برای دوستانت یک دوست واقعی باش حتی زمانی که با تو بد می کنند.


نويسنده: نیکو مورخ: چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 در ساعت: 11:19 قبل از ظهر
|+|
هشت راهكار براي شكستن سكوت مردان

۱- وقتي از همسرتان مي خواهيد كه كاري را انجام دهد بهتر است بگوييد: مي شه اين كار رو انجام بدي؟ نه اين كه مي توني اين كار رو انجام بدي.بيشتر زنان در اين مواقع از كلمه «مي توني» استفاده مي كنند، چرا كه به نظر مي رسد مودبانه تراست. ولي در اين صورت، شما از همسرتان درباره توانايي او سوال مي كنيد تا اين كه به او بگوييد كاري را انجام دهد. مردان ترجيح مي دهند كه درخواست شما مستقيم باشد. هر چند ممكن است كه در ابتدا براي شما سخت باشد ، ولي بهتر است درخواست هايتان را مستقيماً به انها بگوييد. بيشتر مردان صحبت مستقيم را به ايما و اشاره ترجيح مي دهند.2- رك و مستقيم با آنها صحبت كنيدسعي كنيد كه دقيقاً آن چه را كه مد نظر داريد به آنها بگوييد و تنها به سرنخ ها و نشانه ها نپردازيد كه بعد هم از آنها انتظار داشته باشيد تا منظور شما را دريابند. زنان بيشتر از مردان قادر به اين كار هستند . پس ساده و بي پرده مسايل را مطرح كنيد.

3- مختصر و مفيد حرفتان را بزنيد.مردان توجه چنداني به جزييات اطراف خود ندارند. مثلاً براي آنها مهم نيست كه پرده هاي خانه فلاني چه رنگي بود يا بلوز پشمي فلان خانم دست باف بود يا حاضري؟ پس سعي كنيد تا حد امكان از پرداختن به جزييات نزد همسرتان چشم پوشي كنيد مگر اين كه او مرد نكته سنج و ظريفي باشد كه اين هم بسيار نادر است.

4- وقتي از او مي خواهيد كه نظرش را راجع به چيزي بدهد، مطمئن شويد كه منظورش را فهميده ايد، در غير اين صورت دوباره بپرسيد تا مطمئن شويد.مثلاً وقتي مي خواهيد لباسي را بخريد و از او نظرش را مي پرسيد شايد بگويد كه چندان برايش مهم نيست و هر چه كه شما بپسنديد او هم مي پسندد. ولي وقتي كه لباس را خريديد ممكن است رنگش را چندان جالب نداند. بنابراين قبل از خريد بهتر است رنگ لباس را به او نشان دهيد تا نظرش را دقيقاً بدانيد حتي اگر بگويد برايش فرقي ندارد.

5- او را به گوش نكردن به حرف هايتان متهم نكنيد.اين كار شما حس تحقير و ناپختگي را در او ايجاد مي كند و او شما را ، همانند كنترل كننده اي براي خود خواهد ديد. مطالب و گفته هاي خود را كوتاه كنيد و فرض كنيد كه او هم گوش مي كند.

6- درك كنيد كه زنان بيشتر از مردان به گوش كردن بها مي دهند.براي يك زن، گوش دادن به صحبت طرف مقابل در حكم راهي براي بيان عشق و علاقه به او و حتي منعكس كننده يك ارتباط است. ولي براي يك مرد، نه.

7- وقتي كه به شما گوش مي دهد از او تشكر كنيد:مردان به اين نوع تاييد و تصديق از جانب شما نياز دارند، به خصوص كه در حيطه روابط ميان شما هم باشد. آنها اغلب احساس مي كنند بر لبه پرتگاهي قرار دارند و نمي توانند نيازها و خواسته هاي همسرشان را كاملاً دريابند. به همسرتان كمك كنيد تا اعتماد به نفس بيشتري را حس كند و اين كار را با تقدير و تشكر از تلاش هايش انجام دهيد. اين برخورد شما اشتياق او را براي تلاش در جهت بهبود ارتباط با شما بيشتر خواهد كرد.

8- زماني كه با دوستان و نزديكان تان هستيد به آنها بگوييد كه همسرتان چقدر شما را درك مي كند.با اين كار شما، او احساس مي كند كه يك مرد افسانه اي و اسطوره اي است و به زودي او نيز شنونده خوبي براي شما خواهد بود.مجله موفقيت


نويسنده: نیکو مورخ: چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 در ساعت: 11:18 قبل از ظهر
|+|
عشقولانه ترن نامه دنیا برای ژیلا
امروز داشتم میل هم رو چک میکردم این میل جالب رو دیدم گفتم شاید خالی از لطف نباشه که

 شما هم ببینید که چطور مخ می زنن با یک نامه.

 


نويسنده: نیکو مورخ: چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 در ساعت: 11:18 قبل از ظهر
|+|
طالع بيني انسانها و شناخت خصيت آنها از روي حرف اول اسم آنان !!!
 

توجه : در اين روش به دليل وجود نداشتن حروف "گ.پ.چ.ژ"بايد به جاي اين حروف معادل فارسي آنما را

قرار دهيد .مثال : (ژچ گ)=ج (پ)=ب

الف: خوش اخلاق و خوش رفتار و در باطن ميانه رو و با همه ملاحظه كند و خونگرم ميباشد و با همه كس

 زود صميمي ميشود ودر زندگي در جنگ و جدال و گفتگو به سر ميبرد و پيراهن سياه بر او نامبارك

مي باشد و محنت بسيار مي كشد و هر چه را طلب كند زود بيابد و مريضي وي هميشه در باد قولنج

 گردن وپهلو مي باشد.

ب : فردي خوش قيافه و زيبا وبا محبت و رفيق باز و هميشه مغرور و جيب او خالي و قدر مال دنيا را نداند.


ج : فردي باشد زيبا و خوش اخلاق وبا محبت و او هميشه از مريضي شكم رنج ميبرد و اين مريضي هر

چند وقت يكبار اشكار ميشود و دو وجه دارد يا سياه چهره و قوي استخوان يا سفيد پوست و بزرگ اندام

و هميشه سرگردان واشفته مي باشد و از كار خود حيران است


د: او فردي با ديانت و پر فكر وبشاش و زيبا چهره و جنگجو است و قدر مال دنيا را نمي داند و هميشه در

حال ترقي مي باشد


ه : او فردي است كه هميشه اطرا فيان را امر ونهي كند و زيبا چهره وتند خو و اتشي مزاج و طبع او گرم

 ميباشد

و: فردي است كه هميشه به ديگران كمك مي كند و گاهي مغرور ميشود و زبان بد پشت سر او باشد و

ديگران بدي او را ميگويند

ز: زيبا و خوش اخلاق و با محبت و خونگرم و در هر كاري مقرراتي است و در زندگي براي او سحري

 مي كنند و در زندگي شكست بزرگي مي خورد و هميشه از درد سر و زانو در عذاب ميباشد و نسبت

 به زندگي دلسرد مي گردد و حيران و سر گردان ميشود
 

ت: او فردي است خوش جهره و خوش اخلاق كم خواب و هرگاه مرتكب گناه ميشود سريع توبه ميكند

و اگر دل كسي را برنجاند بسيار نگران و در پي ان است كه دلجويي كند و هميشه احساس تنهايي

عجيبي در خود دارد

ث: فردي است ثابت قدم و پر اراده و در هر كاري ثابت قدم مي باشد خوش اخلاق و پر عقل است و

پيشاني او پهن ميباشد و در زندگي هرگز محتاج نخواهد شد

ح: او فردي زيبا و خوش اخلاق و حق گو و كينه اي و حرف را در دل نگه دارد و هميشه در بحث و جدل

وجنگ به سر ميبرد
 

خ: فردي است زيبا چهره با چشماني درشت با محبت و مقرراتي و هر چه سعي ميكند رزقش بسيار

شود موفق نمي شود و او فردي است عشقي و تنبل و كاهل در كارها و بايد اين كار را ترك كند تا در

زندگي موفق و سر بلند شود

ر: او فردي است خوش اخلاق ميانه رو و اتشي و هميشه اطرافيان در پشت سر او بد گويي كنند و او

فردي است طمعكار و زيبا چهره وخوش گذران و اگر ايمان خود را حفظ كند به هر مقام و منزلتي كه

بخواهد ميرسد و دست او هميشه از پول دنيا تهي است

س : او فردي ميباشد پر استعداد و با ذوق و سليقه و هميشه بهترين اجناس را انتخاب مي كند و بسيار

 مغرور ومتكبر ميباشد و هر كاري كه ميل داشت انجام ميدهد و با اطرافيان خود در نزاع و لجبازي بسر

ميبرد فردي باشد اتشي مزاج و هميشه در چشم اهل واعيان پر هيبت به چشم ميايد
 

ش: او فردي است مشفق ومهربان و جنگجو و عصباني و خونگرم و زبان او تلخ است و هر چه در دنيا به او

 ضرر برسد از دست و زبان خود ميخورد و اگر زبان خود را نگه دارد از بلا محفوظ ميماند و بسيار لجباز

است

ص : فردي است حرف شنو و دهن بين و هركس هر حرفي را با او در ميان بگذارد سريع باور ميكند نترس

 و خشن و خوش اخلاق و با محبت و هميشه در حال ترقي و فكر ميباشد

ض : او فردي است خوش اخلاق و زيرك ودانا وكينه توز و هميشه نگراني خود را در ظاهر بروز نميدهد و

پيشاني او پهن است و كمان ابرو دارد و در كارها بسيار دقيق ميباشد و هرگز ياد خدا را فراموش نمي كند

 و به دنبال هر كار زشتي توبه مي كند و فردي زرنگ است

ط :او فردي است پاك و خوش اخلاق و عشقي و خوش گذران و خو نگرم و پيراهن سياه براو خوشايند

نيست و دوستي بسيار ميكند

ظ : او فردي است كه ظاهر و باطنش يكي است و خشك ومقرراتي ميباشد و اطرافيان پشت سر او بد

گويي كنند و قدر مال دنيا را نداند و در سينه و اعضا خالي دارد كه نشان اقبال است و دنبال دوست رود

 و خواهان ان است كه با دوستان تفريح كند


ع : او فردي باشد بلند مرتبه و پر گذشت و خوش اخلاق و بخشنده و مقرراتي وخشك و او هرگز قدر مال

دنيا را نميداند و در دوستي با ديگران پاينده و متعصب و در اول زندگي رنج بسيار كشد و قدر مال دنيا را

نداند


غ: زيبا چهره با گذشت و خشك و مقرراتي و احساس نا اميدي كند در فكر ميرود و به گذشته واينده خود مي انديشد دانا وعالم است و زندگي را با صلح وصداقت دوست دارد


ف : او فردي است اتش مزاج و تند خو و جاهل و زيبا چهره و جنگ جو و خون گرم و نترس از ناحيه هر چند

 وقت يك بار مريض و رنج ميكشد و در زندگي چند بار شكست ميخورد ولي در اينده به مقام و منزلت

خوبي ميرسد


ق: فردي است قادر وتوانا و زيرك و دانا و در هر كاري نقشه بسيار ميكشد و موفق ميشود هم زيباست

 و هم خوش اخلاق و فردي است خوش گذران و قدر مال دنيا را نداند و گاه گاهي با ملايمت و يا خصومت

 برخورد ميكند


ك: او فردي است زيبا وخوش اخلاق و زيرك و دانا و زيرك و خشك و مقرراتي و زبان او تلخ است و هميشه

ديگران از زبان او در عذاب ميباشند با يك كلمه حرف ديگران را برنجاند و هميشه در حال ترقي و فعاليت

باشد


ل: فردي است زيبا چهره و خوش اخلاق و يكدنده و هميشه جدايي اختيار كند و غرور خاصي دارد قدر مال

 دنيا را نمي داند و هميشه متعصب اطرا فيان نزديك خود ميباشد


م : خوش اخلاق و با محبت و خون گرم ونترس و هميشه اطرافيان پشت سرش بد گويي كنند و در روبرو

 از او تعريف و تمجيد كنند او فردي باشد خوش چهره و چشمان درشتي دارد و در كارهاي خود هميشه

 كاهلي دارد و زود عصباني ميشود و سريع خاموش ميشود عشقي ميباشد و در تمام كارها تقاضاي

كمك كند


ن: او فردي است زيبا و خوش اخلاق و كينه توز و دم دمي مزاج ميباشد گاهي اوقات بسيار خوب و گاهي

 اوقات بسيار بد و مقرراتي وخشك ميشود همچون قاضي ميباشد ودر حقوق خود وديگران به ميزان

برخورد كند


ي :او فردي است پر فكر وزيبا و با هر كس در افتد بر او غالب گردد دم دمي مزاج ميباشد و گاهي بسيار

 خوب و گاهي بسيار خشك و مقرراتي است او فردي است چهار شانه و از مريضي شكم گاه گاهي رنج

 ميبرد


نويسنده: نیکو مورخ: چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 در ساعت: 11:16 قبل از ظهر
|+|
چگونه جذاب شویم؟


 جذاب شویم

 

جذابیت چیزی سوای زیبای است. شخصی می تواند زیبا اشد ولی هرگز جذاب نباشد و همچنین می تواند

جذاب باشد ولی زیبا نباشد طرز سلوک آدمی انتخاب لباسها , حالت های روانی و ....در این امر, مو است.

اگر می خواهید فردی موفق و نافذ در قلب ها باشید و از موفقیت لذت ببرید] نخست باید با خودتان ارتباط

صحیح برقرار کنید. زیرا معنی و مفهوم رویداد های زندگی را خودتان تایین می کنید. وقتی تمیز و مرتب

باشید این هماهنگی شما را جذاب می کند. آن چه مهم است تمیز و مرتب بودن در عین سادگی است.

 افرادی که به آراستگی خود توجه ندارند از جذابیت و نفوذ خود بر دیگران می کاهند.بیشتر افراد برای آن که

 جذاب باشند شلوغ می کنند و مدام حرف می زنند و این بزرگترین اشتباه برای جذاب بودن است.

دوستی حرف زیبایی می زد و می گفت:نگفتن صلاح است, کم گفتن طلا است , پر گفتن بلا است


سکوت تاثیر روانی فوق العاده ای دارد و شما را با شخصیت تر و عاقل تر و قابل اعتماد تر معرفی می کند

 که برای ایجاد صمیمیت و تداوم آن زمینه مساعدی است.ولی سکوت نباید ناشی از خجالت و عدم اعتماد به

 نفس باشد. در این صورت از جذابیت می کاهد. وقتی نرم و با لطافت و متانت صحبت کنید نخستین گام برای

جذاب بودن را برداشته اید. داد و فریاد را نیندازید. ادم های عصبی و خشن برای صمیمیت, نا مناسب هستند

و هرگز جذاب نخواهد بود. مودب باشید, افراد بی ادب که ظاهری آراسته دارند هرگز مورد علاقه دیگران

نخواهند بود.اگر صبح ناراحت و کسل از خواب بیدار شده اید به جای آرامی بروید و به آهستگی با خود

تکرار کنید: من خوشحالم, می می خواهم شاد و جذاب باشم. یا در هنگام برخاستن از خواب به راز و نیاز با

پروردگارتان بپردازید و در ادامه بگویید : امروز سلامتی , موفقیت شادی زیبایی جذابیت و صمیمیت به من

 تعلق دارد و آن گاه در طلب این خواسته ها گام بردارید.همیشه تبسم کنید ولی شوخی زیادی از جذابیت

می کاهد. در تبسم , سنگینی و متانت است و جذابیت ولی در خنده و شوخی بی مورد سبکی و کاهش جذابیت.


قاطع باشید و هدفهای تان را مشخص کنید افراد مصمم و پر تلاش, چون همیشه دارای برنامه ریزی منظمی

 هستند, دارای جذابیت زیادی می باشند.آن ها با اعتماد به نفس به اینجاد روابط صمیمانه خود ادامه

 می دهند.هدیه دادن فوران و انفجار صمیمیت است. به ویژه اگر طرف مقابل انتظار این هدیه را نداشته باشد

 و هرگز اهمیتی ندارد که هدیه چه نوع یا جنسی باشد. مهم اهمیت دادن به طرف مقابل است.مواظب صحبت

ها و افکارتان باشید زیرا ذهن نیمه هوشیارتان هر اعتقادی را که به زبان بیاورید, در خود حفظ می کند و

آن را می پذیرد با صحبت های شیرین و دلچسب روحیه خود را تقویت و شاد کنید و از واژه های نمی توانم و

 نمی شود و ..... هرگز استفاده نکنید و به این فکر باشید که می خواهید روز خوبی را در کنار خانواده و

دوستان با شادی بگذرانید.


نويسنده: نیکو مورخ: چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 در ساعت: 11:15 قبل از ظهر
|+|

 

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.GhalebkaDe.sub.ir & WwW.GhalebkaDe.Sub.iR & www.GhalebkaDe.sub.ir