تبليغاتX
عشق نیکو

عشق نیکو

گنجنامه اطلاعات نیکو

ملاقات در پارک

يک قطره اشک گوشه چشمات نشسته بود....


بهت گفتم : اين ديگه چيه؟روت بر گردوندی و گفتی هيچی.


گفتم:خودم ديدم که گريه کردی.گفتی:نه.اين که اشک نيست


گفتم اگه اشک نيست پس چيه؟ گفتی اين عشقه.


گفتم عشق چيه؟ خيلی مهربون شده بودی.نگاه کردی توی


چشمام!


گفتی:عشق يعنی خاطره.


گفتم:خا طره چيه؟ گفتی يعنی خاطره اولين بار که ديدمت.


يادت هست؟


گفتم :عشق حقيقی که يک لحظه نيست.خا طره اولين ديدار


يک لحظه بود و تموم شد.


گفتی :ديدی اشتباه کردی! عشق يعنی تکرار خاطره اولين


ديدار.که تا آخر عمر توی ذهن می مونه و مدام تکرار ميشه.

حالا توی چشمات نگاه میکنم و يک قطره اشک آهسته ازگوشه


چشمام پايين مياد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 6:9 قبل از ظهر  توسط نیکو  |