دلم برای روزای دلتنگی تنگ شده
دلم می خواد دل تنگ کسی باشم باز انتظار کسی را بکشم اما افسوس که در زندگی من هیچ کس برای انتظار کشیدن وجود ندارد
کسی که به او بگویم دوستت دارم اما نه از روی اغراق بلکه از ته دل
کاش باز عاشق می شدم کاش
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 3:42 قبل از ظهر  توسط نیکو
|
عاقبت عشق
عاقبت عشق را در سیاهی شبهای تنهایی باید جست!
عاقب عشق را در دشتی که دیگر کویری خشک و بی جان است باید جست!
کجاست آن سرسبزی و طراوت؟
کجاست آن رود آرام و پر آب؟
دیگر هیچ نیست در اینجا ، حتی خودم هم نیستم!
من کجایم؟ خدا میداند !
عاقبت عشق را در آن دنیا باید دید !
باید دید و گریست و به عشقهای این زمانه خندید!
بدون التهاب آشیانه عشقت را ویران کرد ، من در اینجا آرام و قرار نداشتم!
بدون پشیمانی قلب بی گناه من را به دست ابدیت سپرد ، من در اینجا یخ زده بودم!
عاقبت عشق من همین شد که از قبل پیش بینی میشد!
آن روزهای شیرین گذشت!
آن روزهایی که قلبم برای کسی که دنیای من بود میتپید گذشت !
یک لحظه شاد بودن در این لحظه ها آرزوی من است ، آرزویی که هر کس
آن را بشنود به من و این روزگار پوچ میخندد!
نه تقصیر من بود و نه تقصیر دلم ! مقصر عشق بود که من را
در دام خودش اسیر کرد!
من را شکنجه کرد تا بفهمم لحظه های عاشقی شیرین است اما
به شیرینی تلخی های لحظه رفتن !
عاقبت عشق نه کفر است و نه ایمان.......
__________________
مرا بسپار در یادت به وقت بارش باران , نگاهت گر به آن بالاست و در رقص دعا قلبت مثال بید میلرزد , دعایم کن, دعایم کن که من محتاج محتاجم
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 12:24 بعد از ظهر  توسط نیکو
|